
پایان جنگ آنچنان که بود؛
ناگفته هایی از جنس تدبیر و تاكتیك
3 مرداد 1389 ساعت 16:48
رضا جلالی از کاربران پایگاه اطلاع رسانی دکتر محسن رضایی در یاداشتی ارسالی به شرح وقایع منتهی به پذیرش قطعنامه 598 و صحبت های اخیر محسن رفیق دوست پرداخته که در ادامه این یاداشت را ملاحظه می کنید:
خاطرات و مخاطرات دفاع مقدس و شرح ظفرمندی های رزمندگان اسلام در دفاع از کیان نظام و کشور اسلامی کوکب درخشان عزت و افتخار بر تارک تاریخ و انقلاب اسلامی ایران است. این میراث گرانقدر اما در روایت و تحلیل فصل پایانی آن و خاتمه جنگ بعضی نقل ها و تفاسیر خدشه انگیز را از سر گذرانده است که همین ها ضرورت دقت نظر و توجه به واقعیات و گفته های دست اندرکاران آن روزهای دفاع مقدس را دو چندان می سازد.
هستند کسانی از خیل خاک جبهه نخوردگان که امروز داعیه دار و مدعی بوده و در مواردی بنابر استنباط های خود این و آن را به کوتاهی و زمینه چینی برای نعوذ بالله تحمیل و اجبار پذیرش قطعنامه به امام راحل متهم می کنند.
هرچند توضیحات فرماندهان ارشد دفاع مقدس که خوشبختانه هنوز در میان ما حی و حاضراند فراز مهم تاریخی پایان جنگ را به روشنی توضیح داده است، اما تلاش برای غبارآلود کردن فضا و کشیدن پرده تردید بر فراز پایانی جنگ متاسفانه از سوی گروه ها و جریان هایی بعضا با سلایق مختلف اما مشترک در افراط و گردآمده بر یک محور، یکی لائیک و غیر معتقد به ارزش های انقلاب و جبهه ها و دیگری مدعی طرفداری از ارزش ها، صورت گرفته است.
از این جمع متفاوت اما همصدا! بعضی فرمانده سپاه ظفرآفرین اسلام در دوره جنگ را به نامه نگاری و خدای ناکرده خالی کردن دل امام(ره) آن پیرو مرشد الهی متهم کرده اند. آنها بی توجه به زمینه ها و دلایل و مفهوم و شأن نزول آن نامه و بی توجه به تفاوت های زمانی حتی می گویند دیگر فرصت چنین کاری به کسی نخواهند داد! وقس علیهذا.
بررسی فراز پایانی دفاع مقدس و دلایل ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر با اذن امام راحل، بحثی مفصل است که صاحب نظران بخصوص دست اندرکاران و طراحان استراتژیک جنگ در کتاب ها و مقالات مختلف درباره آن سخن گفته و در آینده نیز طبعا در این باره گفتارهای زیادی ارائه خواهد شد.
اما آنچه تامل برانگیز است ساده سازی موضوع از سوی برخی و منسوب کردن پایان جنگ به نگارش یک نامه توسط فرمانده وقت سپاه پاسداران و درخواست امکانات و تجهیزات است. در کلام آگاهان امور و آنها که دستی بر آتش دفاع مقدس داشته اند بخصوص فرمانده وقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بارها آمده است که آن نامه خطاب به امام(ره) نبود و برای اطلاع مسئولین و سیاسیون نزدیک به موضوع تهیه شده، همچنین نامه در بستر و وضعیتی تهیه شد، که آن زمینه از مهم ترین دلایل پذیرش قطعنامه از سوی ایران بود، یعنی شرایطی که همه امکانات دولت در جهت امر جنگ هدایت و مدیریت کاملی نمی شد. اما با این اوصاف ایران توانست با ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر درمحتوای قطعنامه 598 تاثیر بسزا بگذارد و سرانجام نیز با دفع حمله گسترده دشمن و با فتح و ظفر جنگ را به پایان برد.
این روزها و مصادف با سالروز پایان جنگ و پذیرش قطعنامه مصاحبه ای با نخستین وزیر سپاه منتشر شد، که موید گفته های بالا و نمونه ای قابل توجه برای برخی هاست که در پیله تحلیل های خود پرداخته و غیر موثق گرفتار آمده اند.
محسن رفیق دوست درباره بحث پایان جنگ و تاثیر آن نامه و بستر و شرایط آن روزگار توضیحات روشنگری دارد که بر صحت و دقت آنچه فرمانده اسبق سپاه تاکنون گفته و روایت او از ماجرا مهر تایید پررنگ زده و به مثابه شهادتی تاریخی از سوی یک مطلع و دست اندرکار، در موضوع پایان جنگ عمل کرده است.
رفیق دوست نخستین وزیر سپاه پس از انقلاب اسلامی در این مصاحبه به صراحت درباره نامه فرمانده وقت سپاه سخن گفته و اظهار می دارد که نامه رضایی برای پایان دادن به جنگ نبوده بلکه برای فتح بغداد بود. او گفت اگر می خواهید ما بغداد را بگیریم این امکانات را به ما بدهید.
در فرازهای دیگر از این مصاحبه می خوانیم:
من نامه رضایی را برای فتح بغداد می دانم. یعنی او گفت اگر می خواهید بغداد را بگیریم این امکانات را به ما بدهید.
رفیق دوست می افزاید: یادم هست مرحوم ظهیرنژاد یک مرتبه گفت:" من مخلص بچه های بسیجی هم هستم ولی من یک نظامی ام و معتقدم برای جنگ در برابر هر تانک دشمن باید دو تانک داشته باشیم والا برای این نوع جنگیدن شما، همین امکانات کافی است و شما می توانید تا 10 سال هم با همین امکانات بجنگید اما بغداد را نمی توانید بگیرید. متن نامه رضایی هم همین استراتژی را داشت. رفیق دوست درباره شرایط سیاسی آن روزها می گوید: درست قبل از پذیرش قطعنامه ما احساس می کردیم که مملکت امکانات وسیع نداشت ولی این مهم نیود مهم این بود که این امکانات آن طور که نظامی ها می خواستند در خدمت جنگ قرار نمی گرفت. یعنی اکثر اوقات در دولت با پیشنهادهایی که برای جنگ می شد مخالفت می کردند و دائم می گفتند شما که می دانید نمی توانید بغداد را بگیرید چرا ول نمی کنید؟ چرا جنگ را تمام نمی کنید؟ اما این حرف ها در درون دولت زده می شد و بیرون که صحبت می کردند همه شعار جنگ می دادند. برای همین آقای هاشمی من را صدا کرد و گفت: برو در وزارتخانه ات بشین، من می خواهم توپ را به زمین دولت بیندازم. حالا دولت خودش می جنگید و آقای هاشمی با این کار دولت را به وسط میدان برد که منجر شد به آن نامه ها. آقای هاشمی می گفت دولت شعار جنگ می دهد ولی تماما در خدمت جنگ نیست باید تکلیف را روشن کنیم.
وی می افزاید: وقتی در دفتر ریاست جمهوری، حاج احمد آقا نامه پذیرش قطعنامه توسط امام(ره) را قرائت کردند اول همه ما شوکه شدیم ولی در حقیقت امام(ره) این امر را زیبا ترسیم کردند و فرمودند من شعار جنگ را دادم حالا هم خودم این قطعنامه را قبول می کنم. چون ایشان می خواستند ملت را با خود داشته باشند و جواب مردم را خودشان بدهند. ما تا آن زمان، نظامی می جنگیدیم از آن به بعد می خواستیم سیاسی بجنگیم.
رفیق دوست می گوید: آن نامه محسن رضایی نامه درستی بود. او گفت برای سقوط صدام این امکانات را می خواهیم والا او می توانست عملیات طراحی کند و می توانستیم مناطق مختلفی مثل فاو و یا شهرهایی حتی مثل بصره را بگیریم ولی بغداد را نمی توانستیم. کل نیرویی که در زمان پایان جنگ با جبهه ها در ارتباط بودن تعداد کمی را نسبت به کل جمعیت کشور شامل می شد و بقیه مردم زندگی خودشان را می کردند.
اولین وزیر سپاه در ادامه می افزاید: من اصرار دارم که نسل جوان بداند که ما در جنگ به اهدافمان رسیدیم و اگر امروز خیالمان راحت است که تهدید بزرگ نظامی پیش رویمان نیست بخاطر همان 6 سال نبرد پس از فتح خرمشهر است. معتقدم ما در این مدت هیچگاه بی برنامه نجنگیدیم و اگر امروز بسیج با این قدرت اثرگذار را در اختیارداریم محصول آن 6 سال است. حضور وسیع بسیج در جنگ مربوط به پس از فتح خرمشهر است و تا قبل از آن بیشتر بدنه سپاه و ارتش بود.
او خطاب به جوانان اظهار می دارد: نسل جوان باید بداند که فرماندهان و رزمندگان از جنگ خسته نشده و مطیع محض رهبری بودند. ما در زمانی قطعنامه را پذیرفتیم که به اهداف مقدسی رسیده بودیم. برداشتی وجود دارد مبنی بر اینکه ما وقتی قطعنامه را قبول کردیم از نظز نظامی ضعیف شده بودیم اما خدا خواست که حمله مجدد صدام بعد از قطعنامه صورت بگیرد تا توسط رزمندگان اسلام به شدت سرکوب شود.
فرازهای آمده در بالا و دیگر سخنان نقل شده در مصاحبه مهم رفیق دوست در سالگرد پذیرش قطعنامه بر حقانیت و درستی برخی گفته ها صحه می گذارد. گفته هایی که از جنس تدبیر و تاکتیک و برخاسته از متن رویدادها و وقایع مستند تاریخی هستند. در بازخوانی فصل مهم و سرنوشت ساز و تاثیرگذار پایان جنگ باید بار دیگر سطر به سطر گفته های فرمانده وقت سپاه پاسداران را به دقت مورد توجه قرار داد، چرا که از پس زمان بیشتر معلوم شده روایت او چقدر دست اول و مستند است و البته گفته می شود او در این باره باز هم سخن خواهد گفت.
رضا جلالی
کد مطلب: 10671
آدرس مطلب: http://rezaee.ir/vdcezp8z.jh87fi9bbj.html