| سه شنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۰۸:۳۴ |
وبلاگستان: فئودالیسم یا فدرالیسم؟ رضایی را بهتر بشناسیم
|
|
|
اشاره: وبلاگشهر ایرانی جایی برای آزادانه تر نوشتن و تمرین زندگی در سپهری جدید و ناشناخته است. در وبلاگ های ایرانی هیچ موضوعی نیست که دور از چشمان وبلاگنویس ها قرار گیرد. برخی از این بلاگر ها خاطرات، تاملات، تحلیل ها و حتی انتقادهای منصفانه خود از دکتر محسن رضایی را در وبلاگ های شخصی خود قرار داده اند. «وبلاگ ها» مکانی است برای انعکاس این دست نوشته ها تا محیطی برای اگاهی هر بلاگر از مطالب سایر بلاگرها باشد. نویسنده مطلب نیز می تواند از نظرات خوانندگان بیشتری مطلع گردد. شما کاربر ارجمند نیز می توانند مطالب و نشانی وبلاگ خود را به اطلاع ما برسانید تا در این بخش منعکس گردد. لازم به ذکر است انعکاس این ایده ها و دل نوشته ها، لزوماً به معنی تایید آنها و تأیید نویسنده آنها نیست و کوششی برای تمرین گفتگو در محیطی منصفانه است.
نویسنده وبلاگ "جریان سوم" در آخرین پست ارسالی وبلاگ خود می نویسد:
انتخابات دهم، فارغ از نتیجه و حواشی که توسط برخی کاندیداها و هوادارانشان به وجود آمد، اصطلاحاتی را وارد جامعه کرد که امروز به عنوان مشخصه هر یک از نامزدهای ریاست جمهوری شناخته می شود.
طی ماه های اخیر مطالب زیادی در خصوص این واژه ها و کاربرد آن توسط هر کدام از چهار کاندیدای انتخابات منتشر شده است که البته خواندن آنها خالی از لطف نخواهد بود.
در این بین اما واژه " فدرالیسم " که توسط "دکتر محسن رضایی" مطرح شد، حکایت دیگری داشت و دارد. خاطرم هست که هر چه دکتر رضایی بر اقتصادی بودن فدرال های 9 گانه تاکید داشت، مخالفان و کسانی که خود را به آن راه می زدند می گفتند "فدرال سیاسی"؛ و نتیجه می گرفتند که این یعنی جدایی کردستان، آذربایجان، بلوچستان و غیره. و به این ترتیب این طرح را بطور کلی زیر سؤال می بردند و رد می کردند.
عده ای دیگر نیز که در رأس آنها رئیس جمهور قرار داشت، اصرار داشتند که طرح فدرالیسم باید با جزئیات ریز به همراه تقسیم بندی فدرالی ( استانها، شهرها و ...) از سوی دکتر رضایی تشریح شود.
از انتخابات چند ماهی گذشته بود؛ یک روز دوستی را دیدیم که در یکی از دانشگاه های کشور مشغول تحصیل است؛ صحبت انتخابات شد و اینکه چرا مواضع دکتر رضایی آنطور که باید در بین مردم منتشر نشد؟ دوستم خاطره ای تعریف کرد که شاید به نوعی جواب پرسش من و دیگر دوستان بود. می گفت:
یک روز در دانشگاه، هواداران احمدی نژاد و میرحسین موسوی برای هم رجزخوانی می کردند و هر کدام دیگری را به دروغ گویی، سیاه نمایی، متعصب بودن و القابی از این دست متهم می کردند.
در این بین یکی از آنها از من پرسید تو در انتخابات طرفدار کدام کاندیدا بودی؟ گفتم دکتر محسن رضایی و البته هنوز هم هستم. اینجا بود که یکی از دانشجویان نگاه عاقل اندر سفیه به من کرد و گفت چرا رضایی؟ کسی که افکارش به سیصد سال قبل بر می گردد!
با توجه به برنامه های دکتر رضایی در طول انتخابات و اذعان دوست و دشمن به اینکه وی با برنامه ترین کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بوده است، از آن دانشجوی محترم علت را پرسیدم و او در پاسخ گفت، بحث "فئودالیسم" که آقای رضایی مطرح کرده است در تمام دنیا منسوخ شده و طرفداری ندارد!
آنقدر بهت زده بودم که نمی دانستم چه بگویم. بگویم فئودالیسم را با فدرالیسم اشتباه گرفته ای؟ بگویم فدرالیسم یک شیوه اداره حکومت استکه امکان مشارکت بیشتر و تخصیص بهتر منابع را فراهم می کند؟ بگویم ... ترجیح دادم مزاحم بحث پر شور او نشوم.
با حرارت بیشتری به بگومگوهایی که خودشان اسمش را "بحث سیاسی" گذاشته بودند ادامه دادند و من متأسف بودم که - سوای درست یا غلط بودن ایده دکتر رضایی درباره فدرالیسم اقتصادی - چرا یک دانشجوی این مملکت اینقدر در هیاهوی تبلیغات دو جناح چپ و راست گیر کرده است؟ چرا حالا که به سیاست علاقمند است به خودش زحمت نمی دهد تا سخن درست را بشنود و سخن را درست بشنود؟ و چرا " فئودالیسم " را با " فدرالیسم " اشتباه گرفته است و به خودش حق می دهد که اینطور به طرف مقابلش بتازد؟!