امتداد اندیشه
دیگر رسانه ها
وبلاگهای هواداران
خاطرات و اسناد
یادداشت های شخصی
رویدادهای خبری
مصاحبه ها
سخنرانی ها
گزارش تصویری



نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » مقاله » امتداد اندیشه

نظام ابر شركتهاي متخصص P.U.C

۸ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۱۵:۳۴

مقاله زير توسط يکي از خوانندگان پايگاه اطلاع رساني دکتر محسن رضايي نگاشته شده است و در راستاي انتشار طرح ها و ايده هاي نو در جهت بهره برداري کارشناسان، بدون هيچ تغييري منتشر مي شود. نويسنده در اين مقاله ايده و طرح جديدي را براي مديريت کلان اقتصادي کشور ارائه مي دهد.


خلاصه

پيش از پرداختن به متن اصلي طرح, جهت بررسي اجمالي وبه دست آوردن كليت موضوع در طي چند صفحه به معرفي طرح مي پردازم.

طراح اين سيستم معتقد است كه بسياري از مشكلات فعلي صنعت ما و همچنين نظامهاي خدماتي ,اموزشي, فرهنگي بيش از هر چيزي ناشي از نبوديك ساختار يا الگوريتم معين درنظام مديريتي كشور مي باشد.

دركشور ماهركس در هرزمان وباهرشرايطي مي تواندوارديك حوزه خدماتي, صنعتي يا بازرگاني شده وهرزماني كه دوست داشت, ميتواندآن راتعطيل كرده وزمينه ديگري راشروع كند. 

چنين ساختار سنتي باعث شده كه در ايران مافاقدبنگاهاي اقتصادي بزرگ متخصص ومعتبر باشيم وبه اصطلاح در هيچ زمينه اي نتوانستيم يك برند مطرح ايجاد كنيم.

درچنين سيستمي هيچ چيز دايمي نبوده وپايداري اقتصادي در آن بسيار كم است .

بعد از دهها سال تلاش, نتيجه چنين نظامي ايجاد بنگاههايي است كه به صورت پراكنده وبدون ارتباط بايكديگر در يك زمينه موازي وهريك بايك سبك خاص خود كار مي كنند. اين بنگاههادر اثررقابت داخلي بي مورد تبديل به ساختارهاي كوچك وبا بردكم ومحلي شده اند كه به راحتي دربرابربنگاهاي رقيب خارجي اسيب مي بينند.
درنتيجه وبراي رفع اين مشكل طرح نظام ابر شركتهاي متخصص را مطرح نمودم.

اين طرح بيان مي كندكه براي جلوگيري از تشكيل فعاليت هاي موازي وكم توان هر فعاليت فقط در اختياريك بنگاه قرار مي گيرد.

نگارنده براين اعتقاد است كه با انحصاري شدن يك فعاليت تمام سرمايه وتوان در يك جا ودر يك برند ذخيره شده ونهايتا به جاي صدها سازمان موازي كم توان يك سازمان پرتوان وبزرگ ايجاد شده كه مي تواند درعرصه هاي بين المللي نيز رقابت كند.

با گسترش حوزه فعاليت اين ابر شركتهادرهمه زمينه هاحتي مي توان تاثيرات شگرف اجتماعي واقتصادي برجامعه ايجادكردوبسياري ازبيماريهاي مزمن اقتصادي را درمان كرد.

دريك جامعه ابرشركتي ايدال كشور متشكل است از دهها هزار ابرشركت متخصص كه هركدام يك كالا را توليدكرده يايك زمينه خدماتي راانجام مي دهد وهيچ ابر شركتي حق ورود به حوزه فعاليت ديگري راندارد.

ابر شركتها نابود نمي شوند مگر درشرايط خاصي به نزديكترين زمينه خودتبديل مي شوند. 

ابر شركتهادرداخل كشوربايكديگررقابت نميكنندبلكه آنان بارقباي بين المللي خودسنجيده شده ورتبه مي گيرند.

دراين نظام مااهميت چنداني به مالكيت ابر شركت نمي دهيم براي مااهميت ندارد كه مالك ابر شركت كيست فقط اين مهم است كه ابرشركت در يك حوزه كاملا مشخص عمل كرده وموقعيت بين المللي خودراحفظ كند.

همچنين براي اجراي چنين سيستمي نياز به تغييرات عظيم سياسي وايدئولوژيك نيست.

نهايتا اينكه در يك جامه ابر شركتي متخصص ايدال, هيچ فردي نمي تواندكاري انجام دهد بلكه همه چيز توسط شركتهاي بزرگ متخصص انجام ميگيردونام فرددرجايي مشهود نيست. 

طراح اين سيستم معتقد است كه با چنين نظامي مي توان باسرعتي بيشترومطمين تر مسير رشدوترقي را طي كردوتبديل به يك قدرت صنعتي در جهان شد.

وحال اين طرح به تفصيل شرح داده مي شود . 

با تشكر 

 


 


"Professional Ultra Company"
P.U.C
 

تعريف جامعه توسعه يافته

شاخص هاي يك جامعه توسعه يافته چيست؟

فارق از بحث تخصصي در اين مورد, بي شك يكي از اساسي ترين و موثرترين عوامل, ميزان رشد صنعت وتكنولوژي در جامعه مي باشد.

اساسا كشورهاي توسعه يافته را كشورهاي صنعتي مي گويند واگربانگاه عميق تربه قضيه بنگريم متوجه مي شويم كه ساير شاخص هاي رشد وتوسعه از پيشرفتهاي صنعتي منتج شده اند. 

هرچندازبعد تاريخي اين تحولات اجتماعي وايدئولوژيك بود كه عامل انقلاب صنعتي شد امادرعصرحاضرنمونه ها والگوهاي زيادي نيزهستندكه بدون ايجادتغييرات اجتماعي و ايديولوژيك به پيشرفت صنعتي دست يافته اند . نمونه بارز آن كشور چين ميباشد كه با وجود نظام بسته وديكتاتور به دومين قدرت اقتصادي وصنعتي جهان تبديل شده است.

پس مي توان به اين نتيجه مهم رسيد" كه باهرنظام سياسي وسيستم اجتماعي به شرط تمركز آن نظام روي پيشرفت صنعت مي توان يك كشور صنعتي ايجاد كردونهايتا بافاكتور گرفتن از بعضي عوامل به يك كشور توسعه يافته نيز رسيد."

طراحي يك مدل اقثصادي بر اساس محدوديتهاي فوق 

با مقدمات بالا يعني عدم تغيير در نظام سياسي كشورو عدم تغيير در مباني ايدئولوژيك آيا مي توان يك مدل اقتصادي تعريف كرد كه باتمام محدوديت هاي فوق پيشرفت صنعتي بالا و مداوم ايجاد كند. 

پاسخ به چنين سئوالي منجر به طراحي يك مدل مديريت صنعتي و اقتصادي به نام" نظام ابر شركتهاي متخصص " مي شود.

بنيانهاي نظري اين مدل

اين مدل بر چندين اصل پايه ريزي شده است

1 - اين مدل بيان ميكند كه ساختار حكومتي ونظام سياسي چندان تاثيري بر روي توسعه سازمانهاي صنعتي واقتصادي ندارد واساسا وقت وانرژي بابت اصلاح نظام سياسي صرف نميكند وبر عكس نگاه را بر روي خود سازمان وروابط داخلي آن متمركز مي كند.

2- يك سازمان صنعتي در صورتي مي تواند در عرصه رقابتهاي جهاني پايدار بماند كه در يك زمينه مشخص فعاليت كند واز ورود به زمينه هاي متعدد وناهمگون پرهيز كند .
اين سازمان مي تواند با تمركز بر روي يك موضوع مشخص و به مدت طولاني در زمينه توليد يا خدمات حرفه اي شده و با استفاده از اين ويژگي گوي سبقت را از ساير رقبا بربايد.

3- يك سازمان صنعتي بايد به جز رعايت اصل تخصص در يك زمينه اصل خلاقيت را نيز رعايت كند.
به صرف تمركز روي يك محصول شايد نتوان بازار را حفظ كرد بلكه شرط دوم تكامل دائمي آن محصول وبهبود مداوم مي باشد و اين به معناي وجود خلاقيت مستمر در يك سازمان مي باشد.

4- اصل پايدار بودن يك سازمان
اگر يك سازمان داراي عمر نامحدود وپايدار باشدباعث ايجاد اطمينان در مشتريان و همچنين كاركنان خود بوده وهمين يكي از عوامل موثر توسعه آن شركت است.

با 4 اصل فوق نظام ابر شركت هاي متخصص خلاق شكل مي گيرد. 

حال مي گوييم كشوري كه داراي چنين نظامي شد چه ويژگي هايي پيدا خواهد كرد.

در كشوري كه نظام ابر شركت متخصص خلاق در آن جاري است قوانين زير برقرار است:

1- در اين كشور هر كاري انحصاري و از آن تنها يك شركت است.
به عنوان مثال فقط در ايران يك شركت است كه سيب توليد ميكند, حق توليد فروش و صادرات سيب فقط متعلق به همان شركت بوده و اين حق دايمي است ضمن اينكه اين امتياز قابل واگذاري يا تعويض نمي باشد.

2- پس از ايجاد يك شركت وتخصيص يك وظيفه به آن, اين شركت امكان منحل شدن يا تغيير در محصول ياوظيفه را ندارد مگر اينكه ان محصول ازرده خارج شده كه در اين صورت به نزديك ترين محصول به گروه قبلي تغيير جهت مي دهد.

پيش از ادامه براي باز شدن مطلب بهتر است مثالهاي بيشتري زده شود. 

مثلا "ابر شركت تخصصي توليد گوجه فرنگي" در ايران شركتي است كه تمام گوجه فرنگي مورد نياز كشور را توليدكرده ودر صورت امكان صادر ميكند هيچ شركتي حق توليد گوجه فرنگي را به جز او ندارد همچنين اين شركت نميتواند شركت ديگري را در اين كار شريك كندو خود نيز حق ورود به هيچ زمينه اي را ندارد.

ابر شركت تخصصي داراي بيمارستانهاي زنان و زايمان 

كليه بيمارستانهاي با تخصص زنان و زايمان در سراسر كشور متعلق به اين ابر شركت بوده واين امتياز انحصاري است ساير بيمارستانها مثلاتخصص قلب از آن يك ابر شركت ديگر است.

ابر شركت تخصصصي حمل ونقل با كاميون 

تمامي حمل ونقل كالا كه توسط كاميون صورت مي گيرد از آن اين ابر شركت است و هيچ شركت ديگري نمي تواند به جز او حمل ونقل با كاميون انجام دهد.

ابرشركت تخصصي آموزش دبستان 

كليه دبستانهاي موجود درسراسر كشور متعلق به اين ابر شركت مي باشدوهيچ كسي حق تاسيس دبستان جديدي را ندارد مگر شركت فوق.

ابر شركت رستورانهاي داخل شهر 

كليه رستورانهاي داخل شهر هاي ايران از كوچك و بزرگ متعلق به اين شركت است و هيچ شخصي حق تاسيس رستوران به جز اورا ندارد.

با مثالهاي فوق مفهوم ابر شركت تخصصي براي شما اشكار تر شدحال به مزاياي ايجاد اين ابر شركت هابا مثال مي پردازيم.

1- نظام فوق باعث ايجاد برندهاي مطرح و شركتهاي بسيار بزرگ داراي قابليت حضور در عرصه هاي جهاني ميگردد. 

مثال: ابر شركت تخصصي توليد گوجه فرنگي

وضعيت فعلي
 
درحال حاضر دركشورهزاران توليدكننده گوجه فرنگي وجودداردكه هريك باروشي درحال توليد مي باشند در اين مسيرشماصدهاكيفيت مختلف (نه نوع مختلف )از اين محصول را ميبينيدكه مشخص نيست از كجا آمده وبه چه نحو توليد شده به جهت وجود هزاران منبع توليد اعمال يك استاندارد مشخص روي آن بسيار دشوار و عملا غير ممكن است. 

همينطور ميزان توليد نيز متغير است به نوعي كه دولت همواره بايد نگران اين محصول پيش پا افتاده باشد چرا كه در بعضي فصول به دلائلي غير قابل پيش بيني توليد اين محصول كاهش يافته وايجاد تغييرات ناگهاني درقيمت ميكند. 

در اين بين ضرر به 3 طرف وارد ميشود 1-توليد كننده 2- مصرف كننده 3-دولت

وضعيت با وجود يك ابر شركت تخصصي توليد گوجه فرنگي 

حال حالتي را در نظر بگيريد كه به جاي هزاران توليد كننده گوجه, فقط يك توليد كننده گوجه فرنگي داريم كه براي جمعيتي بين 70 تا 100 ميليون نفر گوجه توليد مي كند . 

فوايد: 

1- به جهت وجود تنها يك توليد كننده تما م محصولات زير نظراو بوده وداراي يك استاندارد مي باشدوهمگي داراي كيفيت يكسان ميباشد. 

2- در سراسر كشور قيمت آن يكسان مي باشد. 

3- به جهت حجم توليد بسيار زياداحتمالا توليد آن مكانيزه تر شده وداراي كليه امتيازات مكانيزاسيون مي شود از جمله : 

الف-ارزان تر شدن محصول 

ب-بهبود كيفيت ويكسان شدن كيفيت 

ج-كاهش ضايعات ناشي از حمل ونقل وانبارش سنتي 

4- به جهت حجم بالاي سرمايه اين ابر شركت, كليه واسطه ها از بين رفته واين محصول مستقيما وبدون واسطه به دست مردم مي رسد. 

5- كنترل ونظارت دولت بر اين ابر شركت ساده تر و دقيق تر است چراكه اين بار به جاي هزاران منبع تنها با يك منبع در ارتباط است.
 
6- به جهت حجم بالاي سرمايه ودارا بودن يك سازمان قوي و كامل مي توان يك مارك يا يك برند بين المللي ايجاد كرد.
 
7- به عنوان مثال مي توان گفت كه اين ابر شركت يكي از 5 شركت بزرگ توليد كننده گوجه فرنگي در جهان است واز اين طريق وارد عرصه بازار جهاني شد.

پس با انحصاري كردن توليد يك محصول يا يك نوع از خدمات " ابر شركت تخصصي " مي سازيم كه داراي مزاياي زير مي باشد:

1-به جهت وجود انحصار اين شركت ها آرام آرام رشد يافته وتبديل به غول سرمايه مي شوند. 

خود اين حجم سرمايه آنان را ايمن كرده به نوعي كه دلالان و واسطه ها را ازبين برده وهر نوع بي نظمي را كنترل ميكنند. 

2- تخصص گرايي اين سازمان ها وتمركز طولاني مدت آنها روي يك محصول يا خدمات باعث مهارت هرچه بيشتر آنان در توليد آن محصول يا خدمات شده وباعث شكل گيري سازمانهاي با ساختار متناسب ومحكم در آن زمينه گردد.

3- شعار خلاقيت در اين سازمانها باعث مي شود كه محصول يا خدمات آنان روز به روز بهتر شده وتنوع بيشتري پيدا كند.
 
مثلا ابر شركت گوجه فرنگي در طي چند سال متوالي در توليد احتمالا دهها نوع مختلف گوجه فرنگي توليد مي كند.

4- با وجودشرايط فوق ابر شركت ها تنها راه ايجاد برندها وماركهاي بين المللي ميباشد 

به عنوان مثال كشور ما پس از دهها سال توليد در زمينه محصولات كشاورزي هيچ نوع مارك وبرند نام آشنايي در جهان ندارد در حاليكه نظام ابر شركتي باعث ايجادهزاران برندو مارك بين المللي خواهد شد.

5- ابر شركت ها به جهت ساختار بزرگ وقانونمند خود به جامعه ما آرامش و منطق مي دهندوباعث ثبات اقتصادي در جامعه مي شوند. 

6- ابر شركت ها مي توانند بعضي از مشكلات به ظاهر لاينهل از قبيل مسكن را به صورت معقولانه برطرف كنند.

در اين مورد بيشتر توضيح مي دهم 

در حال حاضر كشور ماداراي هزاران توليد كننده مسكن است با وجود اين همه توليد كننده ما به هيچ يك از اهداف تعريف شده در اين زمينه دست نيافه ايم حال اگر كشور داراي يك ابر شركت توليد كننده مسكن باشد كه كليه خانه هاي مسكوني مورد نياز در يك سال را توليد كند بعد از چند دوره به طور كامل مشكل مسكن در كشور حل خواهد شد.

8-يك ابر شركت نياز به كنترل دايم وپيوسته از طرف دولت ندارد البته در مورد نحوه كنترل اين شركت ها توسط دولت بيشتر صحبت خواهم كرد
لذا در نظام ابر شركتي دولت كوچك خواهد بود.

9-درنظام ابر شركتي دولت نقش چنداني در پيشرفت جامعه ندارد واساسا ابر شركت ها طبق برنامه ريزي دولت كار نمي كنند خود ابر شركت ها هستند كه شريان توليد جامعه را در دست دارند.

البته اين به معناي نبود نظارت نيست بلكه بدين معناست كه با وجود هر شرايطي ابر شركت كار خود را ادامه مي دهد 

به عنوان مثال ابر شركت توليد مسكن در سال قرار است يك ميليون مسكن توليد كند اين ابر شركت چه بازار مسكن راكد باشد چه سودكلان توليد كند چه سود پايين در هر حال يك ميليون مسكن توليد خواهد كرد.

10-در نظام ابر شركتي در صورت وجود آنهادراكثر زمينه هامي توان شاهد رشد متوازن ودائمي درتمام اموربود, درحالي كه در نظام هاي سنتي اين رشد مقطعي است مثلا در دوره اي صنعت نساجي مد نظر است به محض تغييردر دولت آن صنعت فراموش مي شود در حالي كه در نظام ابرشركتي صدها ابر شركت نساج فارق از هر نوع تغيير سياسي كار تخصصي خود را دنبال مي كنند.

11-همانطور كه مي دانيد جهت رقابت در عرصه بين المللي نياز به توليد با كيفيت بالاترومحصولات جديدتر مي باشد وبراي انجام چنين كاري نياز به انجام تحقيقات علمي از سمت بنگاههاي صنعتي است . 

براي چنين امري وجود سرمايه ومتخصص الزامي است ومشخصا چنين موضوعي براي بنگاههاي اقتصادي كوچك ميسر نيست ,در حالي كه اين ابر شركتها هستند كه مي توانند سرمايه در اختيار بخش تحقيقاتي خود قرار دهند.

نتايج فرهنگي واجتماعي ابر شركت هاي متخصص 

ابر شركتها مي توانندساختار فرهنگي يك جامعه را نيز تغيير دهند:

1-هر جامهاي كه داراي نظام ابر شركتي باشد اساساپايدار است چرا كه مي داند همه چيز در اختيار ابر شركتهااست وچون آنان موجوداتي پايدار و دايمي هستند لذا كل جامعه پايدار است وتغييرات ناگهاني در آن كمتر اتفاق مي افتد.

2-فرهنگ تخصص گرايي در دل جامعه جا مي افتد. 

ابر شركت ها چون كاملا تخصصي عمل مي كنند پس به ناخوداگاه تخصص گرايي را به عنوان يك فرهنگ در جامعه ايجاد مي كنندومردم جامعه را تبديل به انسانهاي متخصص وحرفه اي در يك زمينه مي كنند.

3-ابر شركتها به جامعه يك شكل كاملا مشخص مي دهند 

در نظام ابر شركتي هر كار در اختيار يك ابر شركت است لذاجامعه داراي يك شكل كاملا مشخص ومنضبط است همه چيز تابع منطق ان ابر شركت است به عبارتي شما در جامعه فوق با يك نظام سليقه اي متغير سروكار نداريد 

به عنوان مثال تمام آرايشگاههاي كشور از آن يك ابر شركت است پس شما هر جاي كشور كه برويد همه داراي مدلهاي مشخص , برخوردهاي يكسان آرايشگاههاي يك شكل ويك قيمت خواهند بود. 

پس بامثال فوق مي توان گفت كه كل جامعه ابر شركتي داراي شكل و رفتار مشخص است.

4-در نظام ابر شركتي از انجام كارهاي موازي جلوگيري مي شود . 

در نظام سنتي مردم به راحتي وارد هر شغل وحرفه اي مي شوند در حاليكه چه بسا ظرفيت در ان زمينه تكميل است در حالي كه در نظام ابر شركتي از اين بي نظمي جلوگيري خواهد شد.

5-در نظام ابر شركتي بر جريان سرمايه كنترل بيشتري صورت مي گيرد.
 
در روش سنتي به عنوان مثال در ايران ناگهان حجم عظيمي از سرمايه هاي مردم ناگاه به سمت بازار ارز يا مسكن يا طلا روانه شده وايجاد حباب يا بي نظمي دراين سيستم مي كند درحاليكه در روش ابرشركتي حضور مردم عادي در اقتصاد امكان پذير نيست وگردش وكنترل و سرمايه گذاري تحت پوشش ابر شركت ها قرار دارد.

6-نهايتا نظام ابرشركتي كشور رادر عرصه رقابت صنعتي استوار تر پيش برده ودر مدت معيني آنرا تبديل به يك قدرت صنعتي مي نمايد.

چند نتيجه مهم 

مهمترين نتيجه گيري اين است كه در كشوري كه نظام ابر شركتي برپاست اساسا مردم يا شخص در هيچ كجاي اقتصاد جايگاه ندارند.

مثلا هيچ شخصي نمي تواند مغازه اي داشته باشد چراكه فقط ابر شركت است كه فروشنده است يا مثلا ما نقاش ساختمان نداريم بلكه يك ابر شركت نقاش ساختمان داريم.

در نظام ابر شركتي يك شخص يا صاحب ابر شركت است ياكارمند يك ابر شركت

يكي از مشخصات بارز نظام ابر شركتي اين است كه يك شهروند در اين نظام داراي وضعيت كاملا مشخصي است اويا صاحب يك ابر شركت است يا كارمند ابر شركت به جز اين دو شخص از بعد اقتصادي تعريفي نخواهد داشت 

واين خودبه شكل گيري يك جامعه مستحكم وبا ثبات كمك مي كند.

درنظام ابرشركتي درگيريها وتنشهاي اجتماعي به مراتب كمتر است

هر چه در يك جامعه اثر فرد درآ ن كمرنگ تر شده وبه جاي ان سازمان بزرگ جايگزين شود ميزان تنشها ودر گيريها كمتر وقابل كنترل تر مي شود به عنوان مثال به خاطر نبود يك ابر شركت ساخت مسكن ميزان شكايتهاي ارايه شده به ويژه در مورد خانه هاي پيش فروش به چندين هزار مورد رسيده بود درحالي درصورت وجوديك ابر شركت در اين حوزه اين شكايات به حداقل ميرسيد.

در اين نظام تعداد طبقه متوسط به حداكثر مي رسد

به خاطراينكه بنگاهاي اقتصادي كوچك ايجاد نمي شودوفقط بنگاههاي بزرگ فعاليت مي كنند پس اكثريت نفرات جامعه كارمند بنگاههاي بزرگ مي باشند واين به معناي افزايش كمي طبقه متوسط است.

ايرادها ونگرانيهاي ابر شركت ها

ايجاد انحصار باعث كاهش حس رقابت مي شود

بزرگترين وتنها نگراني در موردابر شركتها انحصار است انحصار همانگونه كه باعث بزرگي و قدرت اين سازمانهامي شود مي تواند باعث كاهش رشددر اثر نبودرقيب نيز گردد

اين موضوع كاملامنطقي است ما براي رفع اين مشكل يك مشخصه ديگر به ابر شركت اضافه كرده ايم وآن مفهوم جهاني بودن آن است

يك ابر شركت يك سازمان باحوزه فعاليتي به وسعت كل كره زمين است يعني به هيچ عنوان عرصه عمل آنها به كشور ايران محدود نمي شود ورتبه بندي آنها به صورت جهاني است 

كاملا مشخص است كه رتبه هر ابر شركت در كشور يك مي باشد اما اين رتبه جهاني اوست كه ميزان موفقيت اورا بيان مي كند .

روش مميزي يك ابر شركت اين است كه سازمان ناظر برآنها رتبه سالانه آنهارادربين سايرشركت هاي مشابه در جهان شناسايي واعلام مي كند 

در اين بين دولت هدفي را براي ابر شركت تعيين ميكند مثلا هدف اين است كه در سال جاري نبايد رتبه اين شركت از دهم در جهان پايين بيايدواگر چنين اتفاقي افتاد ابر شركت جريمه مي شود ويا بالعكس تشويق ميگردد

به عبارتي" ابر شركتها در سطح جهان رقابت مي كنند نه در سطح كشور"

به عنوان مثال ابر شركت داراي بيمارستانهاي زنان وزايمان در جهان داراي رتبه 24 مي باشد وبايد طي دو سال اين رتبه به هجدهم ارتقا يابد

لذاابر شركت ها هيچگاه نمي توانند نسبت به جايگاه جهاني خودبي تفاوت باشند وبايد رتبه جهاني لازم را كسب كرده آن راارتقاوتثبيت نمايند. 

اساسا نظام ابر شركتي اهميت به رقابت وجايگاه داخلي نداده وجايگاه جهاني براي وي داراي اهميت است.

كنترل بر ابر شركتها چگونه است؟

در نظام ابر شركتي يك سازمان در راس قرار دارد كه موظف است : 

1-مجوزايجاد ابر شركتهاي جديد را بر اساس كارهاي جديد ايجاد و صادركند

2- مراقب است كه هيچ يك از آنها وارد حوزه فعاليت ديگري نشوند.

3-اعلام رتبه جهاني ساليانه هر شركت وتعيين اهداف سال آتي ودرصورت نرسيدن انان به موقعيت جهاني مشخصه جريمه آنها.

4-مراقبت از انهدام ويا ورشكستگي اين سازمانها (بنا به تعريف ابرشركتها هيچ گاه ازبين نخواهند رفت)

5-پشتيباني در سطح ملي وفرا ملي (درخارج از كشور)از ابرشركت ها

6-گرفتن الگوهاي مديريتي از عده اي از سازمانهاي موفق وارسال آن الگوها به ديگرسازمانهاي در حال رشدوبرقراري استانداردهاي مديريتي بين سازمانها

با توجه شرح وظايف فوق مي توان گفت كه سازمان ابر شركتهاي متخصص داراي وظايف زيادي نمي باشد واگر در نهايت چنين سازماني جايگزين دولت فعلي گردد عملا دولتي كوچك خواهد بود.

تعدادابرشركتهاي تخصصي وانواع آنها 

ابر شركت تخصصي صرفا منوط به كالاهاي صنعتي نمي شود هرچند كه بخش اعظمي مربوط به توليدات صنعتي خواهد بودولي شامل كليه فعاليتها از قبيل خدمات پزشكي امور آموزشي نظارتي وغيره خواهد بود. 

به عبارتي براي هر كالايي يك ابر شركت وجوددارد و براي انجام هر فعلي نيز يك ابر شركت وجود خواهد داشت لذا تعدادابر شركتهاي تخصصي احتمالا بيش از صدهزارخواهدبود

موضوع مالكيت ابر شركتهاي تخصصي

از ديد من مالكيت اين شركتها مي تواند خصوصي يادولتي باشد ومن هيچ اصراري برتحميل نوعي از مالكيت به خصوص براين سازمانها درحال حاضر ندارم

نتيجه 

من براين اعتقاد مي باشم كه با اجراي طرح ابر شركتهاي تخصصي كشور مابه اهداف ذيل خواهدرسيد:

1-در درجه اول كشوربه يك مدل مشخص ومستقل مديريت كه در جهان كم نظير بوده وكاملابومي است دست مي يابد.

2-كشور به يك ثبات اقتصادي واجتماعي در ميان مدت خواهد رسيد.

3-بسياري از آفت هاي مزمن اقتصادي همچون تورم, كاهش بازده سازمانها, عدم كنترل سرمايه هاي سرگردان ,وجود اعمال واسطه گري به حداقل مي رسد.

4-كشور در ميان مدت در هركالايا هرزمينه خدماتي داراي يك برند متوسط وشناخته شده جهاني خواهد شد.

5-ازرشدناهمگون بخشهاي اقتصادي كاسته شده وهر بخش به طور مستقل به رشدخودادامه ميدهد.

6-ازبعدجامعه شناختي بعضي بحرانهاي اجتماعي كه در بي انظباطي ونبودساختارمشخص ريشه دارند كاهش يافته وجامعه به ثبات اخلاقي ورفتاري بيشتري مي رسد.
7-دولت وقت خودرا صرف پرداختن به موضوعات پيش پاافتاده وبي ارزش وقديمي نميكند.

8-تغييرات سياسي تاثير چنداني برساختارهاي اقتصادي نخواهند گذاشت.

9-كشورداراي سازمانهايي رشديافته, متخصص وقدرتمند در هر زمينه مي شود كه اين شركتها به خاطر برخورد تخصصي وپايدار مي توانند به راحتي از پس بحرانهاي اقتصادي جهاني برآيند.

10-نهايتا كشورايران در ميان مدت ميتواند تبديل به يكي از قدرتهاي متوسط صنعتي جهان گشته ودر دراز مدت جزوپيشرفته ترين كشورهاي صنعتي گردد.

به اميد آن روز 


محمد علي حاجي حيدري 
ليسانس مکانيک
طراح قالب شرکت قالبهاي بزرگ فلزي