اشاره: وبلاگشهر ایرانی جایی برای آزادانه تر نوشتن و تمرین زندگی در سپهری جدید و ناشناخته است. در وبلاگ های ایرانی هیچ موضوعی نیست که دور از چشمان وبلاگنویس ها قرار گیرد. برخی از این بلاگر ها خاطرات، تاملات، تحلیل ها و حتی انتقادهای منصفانه خود از دکتر محسن رضایی را در وبلاگ های شخصی خود قرار داده اند. «وبلاگ ها» مکانی است برای انعکاس این دست نوشته ها تا محیطی برای اگاهی هر بلاگر از مطالب سایر بلاگرها باشد. نویسنده مطلب نیز می تواند از نظرات خوانندگان بیشتری مطلع گردد. شما کاربر ارجمند نیز می توانند مطالب و نشانی وبلاگ خود را به اطلاع ما برسانید تا در این بخش منعکس گردد. لازم به ذکر است انعکاس این ایده ها و دل نوشته ها، لزوماً به معنی تایید آنها و تأیید نویسنده آنها نیست و کوششی برای تمرین گفتگو در محیطی منصفانه است.
نویسنده وبلاگ «فرزندان زاگرس» در
آخرین پست ارسالی وبلاگ خود می نویسد:
اگر طرفداری از اندیشه های تو گناه است، من بر این گناه اصرار می ورزم اگر بر زبان بردن نام تو مرا در مظان اتهام قرار می دهد من با افتخار عکست را در دستان می گیرم و در سرزمینم جار خواهم زد آهای مردم! من به این سرباز و سردار وطن و ولایت افتخار می کنم.
آهای مردم! من به کسی که بوی خون مقدس همت و باکری ها می دهد، بوی خاکریز سالهای گلوله و باروت می دهد افتخار می کنم!
اگر ترویج اندیشه های فراگروهی و فراجناحی چنین مردان بزرگی که وجود خود را جز برای سربلندی مردم و بالندگی این سرزمین نمی دانند جرم است، من در انتشار چنین اندیشه هایی ذره ذره وجودم را به آتش می کشانم تا از حرارت این جسم کوچک ارزش ها و خواسته های مردمان سرزمینم به بار و بلوغ بنشیند و آرامش و آسایش کوچکترین سهم مردمان این سرزمین باشد.
اگر اینگونه بودن چه خوب و چه بد، چه تلخ و چه شیرین را آرمانی کوچک بدانند من به این همراهی و هواداری با نسل سینه سرخان در مقابل گلوله های اجنبی افتخار می کنم.
اگر بودن بر سر این میثاق جرم است خوشا بحال آنان که هوادار آزاد مردان نستوه و مبارزی اینگونه اند.
اگر تریبونی از بیت المال در اختیار رضایی نیست تا همچون دیگران، نه برای خودکامگی و تصاحب کرسی های ناماندگار قدرت!، بلکه برای فریاد کردن درد مشترک ملتی که سند پر افتخار انقلابشان به خون بسیاری مردان بزرگتر از محسن رضایی نوشته شده است تا امروزه ما در امنیت و آسایش و عزت زندگی کنیم، من ذره ذره وجودم را در این راه صرف خواهم کرد.
اگر او امروزه جیره خوار و وام دار خان رنگین هیچ حزب و گروهی نیست، اگر از راه های غیر قانونی ثروت های باد آورده ندارد تا عده ای را جیره خوار خود کند، من با افتخار خود را جیره خوار اندیشه های به خون نوشته شده ای می دانم که به خون وطن دوستان. دینداران و ولایتمدارنی از این نسل نوشته شده است همانانی که خود را و وجودشان را جز برای مردم و برای این سرزمین ندانسته و نمی دانند.
اگر جرم رضایی این است که شهید نشده است اما هستند کسانی که به پاس از جان گذشتگی های او و همرزمان شهیدش خود را فدای او بنمایند خود را مدیون و وام دار و جیره خوار از جان گذشتگی و استقامت مردان آزاده سرزمینش در این روزگار پر فتنه بدانند.
مردان مردی که خود را پرورش یافته مکتب متعالی اهل بیت و خمینی کبیر می دانند و خود را مرید رهبر و مردم.
اگر این روزها چون مولا علی (ع) سر در چاه صبر فرو می برد و از آنچه بر خود و همرزمانش رفته است دم بر نمی آورد و با همه ی بی مهری ها در سخت ترین و وسوسه انگیز ترین فرصت های سرشار از توهم عده ای قدرت طلب هوشمندانه پشت سر رهبری می ایستد و رسالتی جز پشت سر رهبرش ماندن و مردم نمی پندارد و بر این حقیقت اصرار می ورزد و امنیت و آینده و آسایش مردم را در این می بیند من به این هوش و خویشتنداری آفرین می گویم.
اگر عده ای کوته بین در جای جای این سرزمین مقدس انگشت اتهام عدم همراهی محسن رضایی با عده ای موهوم پرست و دست از مال مردم کوته شده را به بهانه ای برای تخریب او تبدیل می کنند من جانم را فدای این از خود گذشتگی می کنم و این فداکاری را تحسین می کنم و خود را هوادار راستین او می خوانم.
اگر عده ای حافظه ی خود را در روزگار پر زرق و برق امروز از دست داده اند و صدای زجه زنان و کودکان و دختران پاک و معصوم سرزمینم را در هجوم متوحشانه اجنبی نشنیده و یا از یاد برده اند، اگر رشادت ها و از جان گذشتگی های قبیله غیرت را در هشت سال دفاع مقدس از یاد برده اند، اگر گریه های کودکی آنگاه که از هول صدای گلوله و خنده های مستانه اجنبی از سینه مادر سر برمی دارد را از یاد برده اند اما من این رشادت ها و این از خودگذشتگی ها را از یاد نخواهم برد و به آن افتخار می کنم.
من به او که حرمت خون جوانان این سرزمین بر این میثاقش نشانده است تا مبادا فراموش کند و به فرصت طلبی های شخصی و جناحی و گروهی دست یازد افتخار می کنم.
آری!
این میثاق نامه نسلی است که اگر چه از نسل محسن رضایی ها نیستند اما خدمت های آنان را در دفاع از شرف و شوکت ایران اسلامی پاس می دارند و برای پاسداری از آن از هیچ اتهامی هراسی ندارند!
آنانی که یک روز در دفاع از ناموس این سرزمین برخاسته بودند و امروز اندیشه ای جز عزت و شرف و بالندگی برای این سرزمین مقدس و رهایی مردمان قدرشناسش از بند فقر ودغدغه ای جز پیشرفت و غرور جوانان این سرزمین نمی دانند و امروز
من و و ما به هواداری او بر خاسته ایم تا ایران اسلامی را با اندیشه و همت مردانی اینگونه، بالنده تر و آبادتر ببینیم.
آری من به این هواداری افتخار می کنم.
مرگ ما باد که همسایه داغی نشدیم
پشت در پشت شکستیم و چراغی نشدیم
مرگ ما باد که از حادثه ها دور شدیم
نه سر از دست فکندیم و نه منصور شدیم