۱۳۸۹-۰۵-۱۷ ۰۷:۵۹:۲۰
كامران
با سلام و احترام
نمي دانم سفر استاني دولتمردان به شهر هاي مختلف بجز مصوباتي كه هنوز بيش از 80 درصد آن اجرايي نشده است منفعتي براي مردم داشته است یا نه؟ بهتر نيست به جاي سفر هاي استاني طرحي برگزينيم كه به جاي شعار عمل درونش ديده شود؟
۱۳۸۹-۰۵-۱۲ ۲۱:۳۰:۲۵
کلاغک
کاش زمان بر میگشت و همه میرفت به قبل از رای گیری بدون تعصب!!! همه به مناظرات نگاه کنند!!! آنوقت انتخاب درست می کردند. آنوقت الان ما مجبور نبودیم چوب بی فکری و تعصب کور کورانه رو بخوریم!!! که ما هنوز توی بدبختی دست و پا بزنیم! فقط به خاطر اینکه عده ای انتخاب نادرست کردند!! و از روی تعصب انتخاب درستی نکردند.و متاسفانه بعضی های دیگه هم هنوز تهمت میزنند یا حرف تهمت زنان رو باور می کنند!!!کاش بر می گشت . آخه چهار سال یه عمره برای ما... بدبختیا مون... خیلیه...
دکتر یه مثل بختیاری هست که می گه:
درخت هر چه بلند تر سر به زیر تر. وقتی به شخصیت شما فکر می کنم یاد این مثل میفتم. چون شما خوبین. آگاهین.
به امید ایرانی سربلند و سرافراز با مردمی آزاد اندیش.
۱۳۸۹-۰۳-۲۷ ۲۳:۰۷:۳۲
احمد
برادر تحلیل اقای محمدی را بخوان انوقت میفهی کسانی که با اقا دکتر محسن رای نداند چرا...
۱۳۸۹-۰۴-۱۹ ۰۸:۳۳:۰۸
داریوش رحیم دشتی
به نام خدا
در پاسخ به آزاده عزیز.
بحث محرومیت در مسجدسلیمان متاسفانه ارمغانی است که از سالهای قبل به ما مسجدسلیمانیها رسیده و هنوز هم ادامه دارد و من فکر کنم یکی از علل آن گماشتن بعضی از مدیران نا کارآمد که بعضا با پارتی بازی و لابی گری بر مسند قدرت در این شهر نشسته و میز ریاست را سفت و سخت چسبیده و کارها و خدمت رسانی به مردم شهر را فراموش کرده اند، باشد و علت دیگر شاید ندانستن حقوق شهروندی خودمان باشد.
۱۳۸۹-۰۴-۱۳ ۲۰:۰۰:۵۴
آزاده
در پاسخ به کامنت آقای رحیم دشتی:
توی شهرتون که داشتی راه می رفتی و همه داشتند تو را نشان می دادند، اون زن بختیاری رو که خودشو انداخت زیر خودرو وزیر مسکن رو دیدی؟
چه جوابی داری برای این همه محرومیت؟! این حرفها چه گرهی از کار ما باز می کند؟
۱۲
ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
۹
پنجشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۴۲
وبلاگستان: آنها که به آقامحسن رای ندادند اما امروز ...
وبلاگستان: آنها که به آقامحسن رای ندادند اما امروز ...
Share/Save/Bookmark
اشاره: وبلاگشهر ایرانی جایی برای آزادانه تر نوشتن و تمرین زندگی در سپهری جدید و ناشناخته است. در وبلاگ های ایرانی هیچ موضوعی نیست که دور از چشمان وبلاگنویس ها قرار گیرد. برخی از این بلاگر ها خاطرات، تاملات، تحلیل ها و حتی انتقادهای منصفانه خود از دکتر محسن رضایی را در وبلاگ های شخصی خود قرار داده اند. «وبلاگ ها» مکانی است برای انعکاس این دست نوشته ها تا محیطی برای اگاهی هر بلاگر از مطالب سایر بلاگرها باشد. نویسنده مطلب نیز می تواند از نظرات خوانندگان بیشتری مطلع گردد. شما کاربر ارجمند نیز می توانند مطالب و نشانی وبلاگ خود را به اطلاع ما برسانید تا در این بخش منعکس گردد. لازم به ذکر است انعکاس این ایده ها و دل نوشته ها، لزوماً به معنی تایید آنها و تأیید نویسنده آنها نیست و کوششی برای تمرین گفتگو در محیطی منصفانه است.
نویسنده وبلاگ "در آستانه سی سالگی" در آخرین پست ارسالی وبلاگ خود می نویسد: 

امروز 22 خرداد است. یک سال پیش بود که 40 میلیون ایرانی پس از یک ماه تبلیغات رسمی و نزدیک به یکسال! تبلیغات غیر رسمی کاندیداهای ریاست جمهوری، به پای صندوق های رای آمدند تا دهمین دولت را به آنکه فکر می کردند اصلح تر است، بسپارند.

انتخابات 22 خرداد 88 از جهاتی با نمونه های پیش از خود تفاوت های چشمگیری داشت. کارناوالهای تبلیغاتی که شب و روز نمی شناخت، سفرهای استانی متعدد که البته هر کدام از 4 کاندیدا به فراخور بضاعت خود و امکاناتی که در اختیار داشت، ایرانگردی را در برنامه های تبلیغاتی خود گنجانده بود، و از همه مهم تر و جدیدتر، انجام مناظره های تلویزیونی میان کاندیداها بود که چند هفته پیش از آغاز رسمی تبلیغات، طی نامه ای از سوی دکتر محسن رضایی به رئیس صدا و سیما پیشنهاد شد.

همه به انجام مناظره های آرام و منطقی که به شناخت بهتر مردم کمک کند امیدوار بودند اما نخستین مناظره، حالتی را بوجود آورد که عملا انتخابات را به سمت دو قطبی شدن پیش برد. فضایی که پس از این مناظره بر جامعه حاکم شد، حتی کسانی را که با انتخابات قهر کرده بودند، به صحنه کشاند به گونه ای که هوادران هر کدام از این دو کاندیدا، پیروزی طرف مقابل را به تیره شدن آینده ایران تشبیه می کردند.

در این میان اما دکتر محسن رضایی در یکی از نخستین کنفرانس های مطبوعاتی خود، حرکت با شیوه فعلی را رفتن به سمت پرتگاه، و اتخاذ شیوه های قدیمی را بازگشت به عقب می دانست.

برخلاف سه کاندیدای دیگر که هر روز سلاح جدیدی بر علیه رقبا رو می کردند، دکتر رضایی با تواضع و اخلاق مداری در مناظره ها شرکت می کرد و به اعلام برنامه های اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و ... خود و در مقاطعی نیز به نقد عملکرد دیگر کاندیداها می پرداخت؛ اخلاق مداری و برنامه محوری دکتر رضایی به گونه ای بود که حتی هواداران سایر کاندیداها نیز به این موضوع معترف بودند تا جایی که در بیشتر نظرسنجی های رسمی، دکتر محسن رضایی عنوان با برنامه ترین کاندیدا به خود اختصاص می داد.

با این وجود، عده ای که به دو قطبی شدن فضای انتخابات کمک کرده بودند به هدف خود رسیدند و عملا فضای جامعه در روزهای نزدیک به 22 خرداد این را بخوبی نشان می داد؛ کم نبودند افرادی که حتی به ستادهای انتخاباتی دکتر رضایی می آمدند و از وی بعنوان با برنامه ترین و مهم تر از همه، اخلاق مدار ترین کاندیدا تمجید می کردند ولی در پایان، ترس از پیروزی رقیب را بهانه ای برای رای ندادن به دکتر رضایی می ساختند.

و امروز یکسال از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری می گذرد؛ با همه حواشی که از آن آگاهید. کاندیداهایی که آن همه هیجان کاذب را به جامعه و به خصوص حامیانشان منتقل کرده بودند، امروز نیز (البته با حرارت کمتر) همان روش را دنبال می کنند و شاید دلیل اینکه این روزها با افرادی برخورد می کنید که به دکتر رضایی رای نداده اند ولی می گویند نام او را در برگه رای نوشته ایم، همین مسئله باشد زیرا با یک سال تاخیر متوجه شده اند که رای به کاندیدای "با برنامه" و "اخلاق مدار" بسیار ارزشمند و افتخار آمیز است، حتی اگر پیروز انتخابات نباشد. 

یاد پیامک - محسن - یکی از دوستانم افتادم که دو شب قبل از انتخابات نوشته بود: به رضایی رأی میدهم و فردا وجدانم راضی است!!
کد مطلب : 10553
امروز سه شنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۰ , 7 February 2012      ساعت ۱۹:۱۷