۱۳۸۹-۰۴-۲۳ ۰۹:۵۰:۵۶
ش. بزرگان
آقای سیروس سلطانی عزیز. اظهار نظر شما در رابطه با این متن خیلی عجیب است یا علم اخلاق را کم میشناسید و یا علم سیاست را. تازه اخلاق در سیاست خود مقوله به مراتب پر دامنه تری را طرح میکند و ایشان
هر آنچه که نوشته یک در هزار هم نیست.
قدری تامل بعد اظهار نظر .
ش. بزرگان
۱۳۸۹-۰۴-۱۹ ۱۵:۰۲:۴۱
سیروس سلطانی
یادداشت خوبی بود ولی کمی طولانی بود. همین حرف سنجیده را می شد خیلی کوتاهتر زد. آن وقت تاثیرش هم بیشتر می شد. موفق باشید
ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
۲
شنبه ۱۹ تير ۱۳۸۹ ساعت ۱۴:۴۲
وبلاگستان: انتخابات دهم و پرسشهای بی پایان دو فرزند جوان من
وبلاگستان: انتخابات دهم و پرسشهای بی پایان دو فرزند جوان من
Share/Save/Bookmark
اشاره: وبلاگشهر ایرانی جایی برای آزادانه تر نوشتن و تمرین زندگی در سپهری جدید و ناشناخته است. در وبلاگ های ایرانی هیچ موضوعی نیست که دور از چشمان وبلاگنویس ها قرار گیرد. برخی از این بلاگر ها خاطرات، تاملات، تحلیل ها و حتی انتقادهای منصفانه خود از دکتر محسن رضایی را در وبلاگ های شخصی خود قرار داده اند. «وبلاگ ها» مکانی است برای انعکاس این دست نوشته ها تا محیطی برای اگاهی هر بلاگر از مطالب سایر بلاگرها باشد. نویسنده مطلب نیز می تواند از نظرات خوانندگان بیشتری مطلع گردد. شما کاربر ارجمند نیز می توانند مطالب و نشانی وبلاگ خود را به اطلاع ما برسانید تا در این بخش منعکس گردد. لازم به ذکر است انعکاس این ایده ها و دل نوشته ها، لزوماً به معنی تایید آنها و تأیید نویسنده آنها نیست و کوششی برای تمرین گفتگو در محیطی منصفانه است.
ع . یزدان مدد نویسنده وبلاگ «وبنوشته های یک پژوهشگر هموطن» در آخرین پست ارسالی وبلاگ خود می نویسد:

فرازهائی از مصاحبه دکتر رضایی با خبر آنلاین را خواندم که درباره رابطه اخلاق و سیاست گفته بود و نیز گفته بود: آسیب های اخلاقی اعتقادی حوادث پس از انتخابات هنوز بررسی نشده است. اعلام خطر دکتر رضایی و احساس درد او، و نگرانی اش از نسلهای آینده دل بنده را نیز به درد آورد.

علاوه بر دغدغه نسلهای آینده، من خود دارای دو فرزند نسل امروز هستم و هر دو دانشجوی سال آخر و هر دو سرخورده از عوارض و عواقب اتفاقات پس از انتخابات. نهایت تلاشم بر اینست که آب رفته را بجوی برگردانده و دوباره امید به آینده و حس وظن دوستی و ده ها پرنسیپ اخلاقی دیگر را که بر باد رفته به روح و روانشان برگردانم ولی مگر میشود جوانان این مملکت را به این آسانی مجاب نمود. از هر دری وارد میشوم از صد در دیگر سئوالاتی مطرح میکنند که پاسخ آنها را ندارم. هر چه بگویم جز آنکه حس تحمیق به آنها القا نموده و فاصله فی ما بین ایجاد شود، نتیجه دیگری ندارد.

مطالبی که اینجا مینویسم نه از باب حرافی و ردیف کردن یک مشت کلمات و جملات بی پشتوانه بلکه مبتنی و متکی بر دریائی از فرهنگ باستانی و ملی و مذهبی و پندها و آثار بزرگان ملی و دینی میباشد که خوشبختانه ما ملت ایران از باب سابقه تاریخی و شخصیت حق طلبانه که همیشه بهترین ها را انتخاب نموده ایم. ما شیعیان مولی علی هستیم و دستورالعمل و راهنمای ما اعمال او و نهج البلاغه اوست. و در سخن، همه مدعی تبعیت از آن حضرت هستیم.

بارها در سخنرانیها و منابر و معابر، این جمله «مدرس» را تکرار کرده و میکنیم که «سیاست ما عین دیانت ماست» ولی در عمل چگونه کردار میکنیم. شما به من بگوئید این غبار تیره و تار یاس و سرخوردگی ناشی از حوادث پس از انتخابات را چگونه باید از ذهن نسل امروز و فردا پاک نموده و ایجاد امید و دید مثبت نسبت به فردای خودشان و کشور و انقلابشان جایگزین نمائیم.

مسئولین سیاسی و اجتماعی کشور چرا اینقدر نسبت به این مسئله بی اعتنا بوده و فعلاً اسب مراد را به خیال خام خود میرانند و جولان میدهند. آیا آنها خطراتی را که بواسطه ندانم کاریها و اعمال سیاستهای فاجعه بار و غلط داخلی و خارجی برای کشور موجب شده اند را حس نمیکنند یا عروس هزار داماد قدرت چنان اغوایشان کرده که چشمانشان را ناکارآمد از دیدن حقایق نموده است.

چرا آنقدر خود را در هر امری نخبه و کاشف الغطاء میدانند که خود را بی نیاز از شنیدن هر سخن سازنده و دلسوزانه میبینند. اگر مسلمانیم باید الگویمان قرآن و دستورات رسول خدا باشد که میفرماید به هر سخنی از هر کسی گوش فراداده و بهترین ها را انتخاب کنید.

الحق امروز هم کسی از آسیب های اخلاقی و عقیدتی حوادث پس از انتخابات سخنی نگفته است جز دکتر محسن رضایی. شاید از همین رو است که من دکتررضایی را نه بر اساس شناخت شخصی بلکه از عملکردها و خدمات نظامی سیاسی و اجتماعی و دانش بالای علوم اقتصادی اش انتخاب نموده و به این انتخاب خود در انتخابات دهم مباهات می کنم.
کد مطلب : 10590
امروز سه شنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۰ , 7 February 2012      ساعت ۱۸:۵۸