| چهارشنبه ۱۹ آبان ۱۳۸۹ ساعت ۱۴:۴۱ |
راه وحدت از ایستادگی ملی میگذرد
|
|
|
دبیرمجمع تشخیص مصلحت نظام در یادداشتی با عنوان "منشور برادری يا ايستادگی ملی؟" با اشاره به مطرح شده موضوع بازخوانی منشور برادری از سوی برخی فعالان سیاسی، صدور هر منشوری را متناسب با شرایط خاص خود دانست و خاطر نشان کرد: منشور برادری باید همان سال گذشته سرلوحه كار قرار میگرفت كه متاسفانه بسیاری آن را زیرپا گذاشتند و برادریها را فراموش كردند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دکتر محسن رضایی متن این یاداشت به شرح زیر است:
در خبرها آمده بود كه برخی از فعالان سیاسی از جمله جناب آقای مجید انصاری درباره بازخوانی منشور برادری سخن گفتهاند. اشاره ایشان به پاسخی است كه حضرت امام (ره) به نامه آقای محمدعلی انصاری داده بودند. پاسخی كه بعدها به منشور برادری مشهور شد. در آن نامه حضرت امام (ره) مطالب مهمی را بیان فرمودهاند كه میتوان بارها و بارها آن را مرور كرد و به كار بست.
بدیهی است كه تمام منشورهای حضرت امام (ره) و همچنین ارزشهایی مثل برادری، سرلوحه روابط و مناسبات اجتماعی نیروهای وفادار به نظام جمهوری اسلامی است. اما مساله این است كه هر منشوری متناسب با شرایط خاص خود صادر میشود.
در اینجا پرسشی مهم از دوستان دارم. آیا فكر نمیكنند برای این كار خیلی دیر شده باشد؟ آیا نباید یكی دیگر از منشورهای امام را بازخوانی كنیم؟ گفتوگوی نیروهای دلسوز انقلاب با یكدیگر بسیار پسندیده است، ولی سوال امروز ما این است كه بر سر چه موضوعی باید گفتوگو كرد؟
چرا گفتوگوهای سال گذشته بینتیجه ماند و نتوانست مانع بروز آن همه خسارت به مردم و نظام شود؟ و اكنون باید برسر چه چیزی وحدت داشت و درباره چه چیزی گفتوگو كرد؟
منشور برادری باید همان سال گذشته سرلوحه كار قرار میگرفت كه متاسفانه بسیاری آن را زیرپا گذاشتند و برادریها را فراموش كردند.
وحدت كه جوهر انسجام سیاسی است، بیش از 7 ماه به بازی گرفته شد و كسی فریادهای دلسوزان انقلاب را درباره آن نشنید؛ كار به جایی رسید كه دریای خروشان ملت ایران در نهم دیماه با غیرت حسینی خود وحدتی دیگر را رقم زدند و بیعتی دوباره با نظام و رهبری كردند.
هرچه از دیگران خواسته شد كه به این دریای وحدت بپیوندند، جز شمار اندكی نپذیرفتند و افراطگرایی عدهیی را بهانه كردند و از وحدت و برادری كنار كشیدند، در حالی كه خود نوع دیگری به افراطگرایی روی آوردند.
بنابراین با توجه به آنچه گفته شد، بهتر است موضوع گفتوگو و وحدت روشن شود. به نظر اینجانب، گفتوگو را باید حول محور «ایستادگی ملی» آغاز كرد و از اینرو ما امروز به بازخوانی منشور ایستادگی ملی حضرت امام (ره) نیازمندیم.
امروز كشور ما تحریم اقتصادی را با تمام وجود لمس میكند. به نظر میرسد دولت امریكا راهی بیبازگشت را برگزیده است؛ حتی جانشینان پس از اوباما تندتر از او حركت خواهند كرد؛ بنابراین، نه دولت ایران و نه شخص آقای احمدینژاد كه باید گفت كل ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی وارد رویارویی جدیدی در عرصه جهانی شده است و شرایط در ماههای آینده سختتر و دشوارتر هم خواهد شد.
بدینترتیب، دولتهای آینده نیز از هر جناحی كه باشند (حتی از اصلاحطلبان) باید تا سالها با این سنگاندازی جدید امریكا مقابله كنند.
پس باید پذیرفت كه ما از حوادث سال گذشته بیرون آمدهایم و اكنون اوضاع به گونهیی دیگر رقم میخورد.
امروز باید از ایستادگی ملی و دیپلماسی فعال و تولید ملی سخن گفت.
ایستادگی ملی مستلزم در پیشگرفتن دیپلماسی فعال است و باید بپذیریم، بدون تولید ملی نمیتوانیم از تحریمها و فشارهای ناشی از آن رها شویم.
پس ملت ایران با جنگ تحمیلی دیگری درگیر است؛ جنگ تحمیلی اقتصادی و ظالمانهیی كه نیازمند توجهی همهجانبه است كه باید آن را به صورتی دقیق تبیین كنیم.
لازمه موفقیت در این مصاف نه تنها برادری و وحدت، بلكه روی آوردن به حركت جمعی بزرگ و ملی است.
شرط لازم برای این حركت جمعی، همراهی نخبگان و فعالان سیاسی با مردم و نظام و رهبری است كه صد البته باید با دلسوزی و آزادمنشی صورت گیرد.
امروز جز با ایستادگی ملی نمیتوانیم به برادری و وحدت برسیم. اگر برادری میخواهیم یا در پی وحدت هستیم، باید جبههیی گسترده در برابر فشارهای جاری (و فشارهای آینده) تشكیل دهیم. فراموش نكنیم كه راه وحدت از ایستادگی ملی میگذرد.
دو سال پیش در همین روزها نامهیی سرگشاده خطاب به جناب آقای عسگراولادی نوشتم و در آن یادآور شدم كه تشكیل عرصه ملی كه هم میتواند یك نهاد و هم یك فضای سیاسی – اجتماعی باشد، در كشور امری لازم و ضروری است تا تفرقه و تعارض را در برابر منافع ملی از بین ببرد. آن اتفاق نیفتاد و حوادث تلخ سال بعد (1388) هزینههای زیادی بر مردم و نظام تحمیل كرد.
امروز هشدار میدهم كه اگر برای تشكیل «جبهه ایستادگی ملی» اقدام عاجل صورت نگیرد، فردا دیر خواهد بود و نخبگان و فعالان سیاسی باید در برابر وجدان تاریخ پاسخگو باشند.