۱۳۸۸-۰۴-۲۳ ۱۶:۲۰:۰۸
نوشته اید: "در فرصت های مناسب تحلیل مفصل تری را از حوادث اخیر ارائه خواهم کرد". پيشنهاد مي كنم سكوت كني ارزشت بيشتر مي شود تا با صدور بيانيه بيشتر به ملت خيانت كني. فكر مي كني ديگر حتي پيش همشهريان خود و پرسنل سپاهي قديمي، اعتباري داري؟ تا چه رسد به مردم كه بخواهي براي آنها صحبتي داشته باشي؟ فكر كردي كسي هستي كه حرفهايت ازرشي داشته باشد؟ بهتر است اگر پست و مقام برايت اهميت ندارد به شغل آزاد روي آوري. شايد خدا و ملت بخشي از گناهان و دين خود (حق الناس) را ببخشند.
۱۳۸۸-۰۴-۲۳ ۱۵:۴۱:۳۸
آقاي رضائي
بنده به عنوان يك پاسدار قديمي و جبهه ديده، در پاسخ مفصلي به اين بيانيه مطالبي را به عرض خواهم رساند. فعلاً بايد بگويم شجاعت هم شجاعتهاي قديم. كسي كه به مردم پشت مي كند و به خاطر حفظ موقعيت شغلي خودش مردم فروشي مي نمايد، سزاي خيلي بدتري در پيش خواهد داشت. بسيار متاسفم از شما فرد ترسو و خدا را چند صد ميليارد شكر گذارم كه لااقل تو راي نياوردي تا بدينوسيله به اتفاق ساير سردمداران حاكم بر جامعه، به انحراف حكومت اسلامي امام(ره) بپردازيد.
۱۳۸۸-۰۴-۲۳ ۱۴:۰۵:۱۶
سلام آقاي رضايي. اصلاً برام مهم نيست كه نظر من در سايتتان ثبت شود يا نه. چون ديگر اعتقادي به اين نظام ندارم. نظامي كه با نام دين ميزند، زنداني مي كند و مومنانش (مومنان به نظامش) دروغ را راست و راست را دروغ مي كنند.
آقاي رضايي! كلاس اول دبستان بودم كه آيت الله خميني در گذشت. به ياد دارم كه پدرم از به قول خودش جنايات شما در كردستان سخن مي گفت اما من 8 ساله چهره شما را دوست داشتم و با نگاه كودكانه 8 ساله خودم از شما دفاع ميكردم. خميني را دوست داشتم چون پير بود و چهره اش رستگار. از او در مقابل قتل عام زندانيان سياسي آن دوران در گفتگوي پدر و عمويم، از آن پيرمردي كه دوستش داشتم، با همان كودكانه هايم دفاع مي كردم. راهنمايي بودم. خوب يادم است. آقاي خامنه اي را هم با وجود همه نامهرباني هاي خانواده ام نسبت به او، دوست داشتم. بزرگ تر شدم. ديگر دبيرستاني بودم. انتخابات بود. در كوي و برزن، كوچه و پسكوچه، مسجد و ميخانه، همه آنان كه دوستشان داشتم، همه، جملگي، از مدير و ناظم، معلم پرورشي و همه و همه مشخصات آقاي ناطق را مي دادند كه اصلح اوست. اگر خاتمي شود كه نمي شود. كذا و كذا و كذا. ناطق را دوست داشتم چون هم مسن بود هم چهره نوراني، به ياد پدر بزرگم. اما ديگر نه. اين بار خاتمي را بيشتر دوست داشتم. و هنوز دوست دارم و بيشتر دوست دارم.
ديگر اين بچه 8 ساله سال 68 كه پيرمرد روزگارش را از همه بيشتر دوست داشت، نيستم. ديگر كسي را دوست دارم كه به مردم توهين نكند. كسي را دوست دارم كه به مردم افترا نزند. مردم را نزند. مردم را شكنجه نكند. آن هم به جرم اينكه مثل سرسپرده شان نيستند.
يادم است سال 77 و 78 بود كه سالهاي پاياني دبيرستانم بود، هر سه شنبه غروب در نمازخانه مدرسه شهيد ... اصفهان بود كه عده اي از شاگردان مكتب ولايت جمع مي شديم و واقعاً معصومانه دور يكديگر به بحث مي نشستيم و آخر كار دعايي. در تابستان خداحافظي و در پایيز نمازجماعت پشت معلم ديني كه بسيار دوستش داشتم. خيلي دوستش داشتم. شايد هنوز هم زياد دوستش داشته باشم. يادش بخير. اما ديگر من آدم سابق نيستم. آنهايي كه دوستشان داشتم، آني نبودند كه مي پنداشتم. از دروغ هايشان بيزارم اما خودشان را هنوز دوست دارم.
آقاي رضايي !! دروغ و تقلب در جوامعي كه مطبوعات آزاد ندارند، رايج است. در جوامعي كه با نام مذهب هر كذبي را براي پيش بردن اهداف خود صراط مستقيم معرفي مي كنند و براي خودكامگي ها و عصيانگري هايشان خدا را به هراج مي گذارند و هركه با اين خودكامگي هاي آقايان مخالفت كند، با خدا مخالفت كرده و حكمش معلوم است.
آقاي رضايي!! من و شما و حضرات آقايان از چه چيز روزنامه ها و جرايد آزاد مي ترسند؟ بي بي سي از كي دشمن انقلاب ما و شما بوده؟ اين تقيه از كي آغاز شده كه امامتان و امامشان و اماممان حركت انقلابيش را با مصاحبه با بي بي سي و ساير اين دست اندركاران تهاجم فرهنگي سابق و شبيخون فرهنگي كنوني ادامه داده؟ آقاي رضايي!! چرا آقاي شريعتمداري و نبوي در روزنامه هاي حزبي شان كه ادعا ميكنند معطر به رايحه خوش امام زمانشان و امام زمانتان و امام زمانمان است، بي هيچ دغدغه اي به شما و آناني كه اين انقلاب را پايه گذاري كرده اند مي تازند؟ اين رايحه، عطر امام زمان نيست. در حد عطر مشهدي و شابدولعظيمي هم نيست.
آقاي رضايي!! جواب شما واضح است. از خود اين آقايان بايد توجيه رفتار و كردارشان را پرسيد. آن روز قيامتي كه آقايان همه را از حريق و حرارتش من و ما را مي ترسانند، هر كس مسوول اعمال و رفتار و كردار خود است. اما اين آقايان به پندار من و ما و افكار من و ما هم كه به قول خودشان در قيامت كاري با آن نيست، هم كار دارند.
آقاي رضايي!! جاهلان، نادانان، بي سوادان و فريب خوردگانند كه خون درون رگهايشان را هديه مي كنند. آقاي رضايي!! من با اين كه به شما راي ندادم ولي به جاي خون در رگ هاي خود، افكار خود و پندار خود را به شما هديه مي كنم تا هرچه داشته باشم به شما داده باشم. به شما قلب مهرباني را هديه مي كنم كه جايي براي انتقام نيست. همه بخشش است. همه مهربانيست. اگر كم است اين است آنچه كه دارم. اگر هم نمي پذيريد، گله اي نيست. اگر هم گله اي هست، دگر حوصله اي نيست...
۱۳۸۸-۰۴-۲۳ ۱۳:۴۲:۳۳
سردار عزیز من به عنوان یک اهوازی که تمام سالهای جنگ زیر خمپاره بودم، از اینکه بهت رای دادم افتخار می کردم. چون فکر می کردم در عین شجاعت خیلی باسوادین، در عین سواد خیلی با سیاسستین. اما حالا؟!
من ایام انتخابات همش اهواز بودم و با تمام وجود براتون بدون هیچ چشمداشتی تبلیغ می کردم ولی حالا برای تک تک لحظاتی که صرف کردم؟!
البته هنوز این امید رو دارم با توجه به اینکه شما رو آدم خیلی با سیاستی میدونم، هدفتون از انتشار این بیانیه چاپ نظرات واقعی مردم باشه نه اصل بیانیه.
این رو مطمئنم که حداقل اهواز زیر 20% به نفع این دولت بود. این رو مطمئنم. حالا میان به شعور آدم ها توهین می کنند و میگن فلانی برنده انتخابات با این اختلاف فاحش شده و درصد بردش هم توی همه شهرهای کشور بالای 50%!!!به نظرتون درسته که برای حفظ نظام سکوت کرد یا به دنبال وحدت بود؟
یه سوال دارم:
آیا نظام دیگه ارزش دفاع داره؟ اون صدا و سیمای دروغگو با عوام فریبی و نشون دادن صحنه های خلاف واقع، به این مردم که واقعاً محتاج نون شبشون هستن و دنبال دردسر نیستن و ترجیح میدن توی خونه هاشون از بی نونی بمیرن تا اینکه توی زندان ها با بی عفتی و بی آبرویی بمیرن، شعور مردم رو نشانه رفته. اینکه به خاطر اعتراض به حق پایمال شده ملت 1200 نفر رو زندونی کنن از عدالت بود؟
من این رو بگم که تا به حال یک بار هم ماهواره نگاه نکرده ام و یک بار هم توی شبکه هایی که الان بزدلان میخوان همه مردم رو به اونها متصل کنن، سر نزدم و هرچی که گفتم با چشمان باز و وجدان و حقیقتی بود که در همه جا مشهوده.
من هنوز به با سیاستی شما ایمان دارم سردار...
شجاعانه از حق مردم دفاع کنین. ایران از نظام ارزشش بیشتره. ایران رو فدای مصلحت نظام نکنین.