۱۳۸۸-۰۴-۱۰ ۰۹:۰۹:۳۹
ميدانم نظر من به عنوان مخالف هیچگاه منتشر نمیشه !!
پدر من هم سردار سپاه بود. من فرزند یک سپاهی هستم که برای انقلاب زحمت فراوانی کشید و نهایتا در همین راه هم جان ناقابلش را فدا کرد.
آقای رضایی من تا پیش از انتخابات ذهنیت بسیار مقدسی از شخص شما داشتم ولی روند انتخابات، نحوه تبلیغات شما مخصوصاً فیلم تبلیغاتی دوم شما و تکرار برخی اتهامات ساخته شده توسط کاندیداهای دیگر، از زبان شما، که احساس می کردم باور قلبی‌تان نیست، دلم را جریحه دار کرد!
انتقاد خوب است ولی سازنده نه تخریب کننده ی شخص مقابل و تضعیف کننده نظام!
شما در نامه به يكي از كاربران سايت از اطاعت نشدن سخنان رهبری در نماز جمعه شکایت کرده اید. من هم در همین مورد از شما انتقاد می کنم. رهبر صراحتاً صحت کلی انتخابات را تایید کرد. صراحتاً از اعتماد خویش به دستگاه اجرا و نظارت سخن گفت. صراحتاً از تخریب دولت و شخص رئیس جمهور گله و منع نمود. صراحتاً رئیس جمهور را صادق و خدوم خواند ولي شما باز هم شكايت كرديد. از شما انتظار بیشتری داشتم. البته شما چند روز بعد گفتيد كه ديگر شكايت را از شوراي نگهبان پيگيري نميكنيد كه خيلي دوپهلو بود و معلوم نبود در اعتراض به شوراي نگهبان صورت گرفته يا در تاييد شوراي نگهبان. صداوسيما طوري نامه را خواند كه انگار در تاييد انتخابات انصراف داده ايد ولی در عمل با بیانیه‌هاي بعدي و مطالب اين سايت و سخنان نمايندگان خود به بی‌اعتمادی هوادارانتان نسبت به انتخابات و شورای نگهبان دامن زدید... چرا؟
شما را به خدا حرف های برخی آقایان را تکرار نکنید. شما با آقای ... و امثال ایشان تفاوت بسیار دارید. لااقل شما طبق فرموده خودتان، سخنان رهبر را فصل الخطاب بدانید. لااقل شما نگذارید حرف رهبر زمین بماند.
يك نفر نوشته بود رفتار شما پس از انتخابات به مثابه "يكي به نعل يكي به ميخ زدن" مي ماند. من ميگويم لااقل بعد از انتخابات و اکنون که شورای نگهبان صحت انتخابات را تایید کرده، راه خود را با صراحت از بقیه جدا کنید.
۱۳۸۸-۰۴-۱۰ ۰۶:۱۸:۳۱
الان كساني را ميبينم که به طور جدي آینده خودشون و کشورشون رو از مسیر تو مي دانند و به تو اميد بسته اند.
من ديگر اعتقادي به اين كشور ندارم وبراي ان افراد هم متاسفم.
۱۳۸۸-۰۴-۰۹ ۲۲:۲۸:۳۳
با سردار اسلام رضائی بیشتر مانوسم تا دکتر رضائی
خواستم خدمت شما عرض کنم زیاد نگران آنها كه سنگ خوردند، نباشید. فعلا طبق گفته فرمانده بسيج، تا الان مشخص شده اون بسیجی ها و نیروهای پلیس از خود اغتشاشگران بودند که این لباس ها را برای بدنام کردن نیروهای خدوم پوشیده بودند.
۱۳۸۸-۰۴-۰۹ ۲۱:۱۸:۴۰
بيش از اين انتظاري از تو نمي رود.
۱۳۸۸-۰۴-۰۹ ۲۰:۵۹:۲۷
بعد از اين نتايج خيره كننده انتخابات، با اطرافيانم كه حرف ميزنم ازشون ميپرسم چرا به رضايي راي نداديد؛ اون از همه عاقلانه تر صحبت ميكنه. همشون ميگن بچه اي!؟ اين از خودشونه. از جنس همينهايي كه در خيابان مردم را مي زنند. انگار من واقعاً گول خوردم. نميتونيد تصور كنيد چقدر اين حس بده! من همه نوشته هاي شما را پيگيري مي كنمو مي دانم كه به دنبال راه حلي هستيد كه نه مردم آسيب ببينند و نه نظام ولي به چه قيمتي؟ به قيمت آبروي خودتان؟ حس بدي دارم.
ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
۲۴
دوشنبه ۸ تير ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۳۷
ويژه - اختصاصي ؛
نامه منتشرنشده دكتر رضايي در زمان درگيري‌هاي خياباني
ای کاش بجای آنکه مردم باتوم خوردند، من باتوم می خوردم. ایکاش بجای آنکه سنگ بر نیروی انتظامی پرتاب شد، به سوی من پرتاب می شد. خشونت و عصبانیت از
Share/Save/Bookmark
خانم سارا.میم از کاربران پایگاه اینترنتی دکتر محسن رضایی در نامه ای ضمن تشریح برخی مشاهدات و دغدغه های خود درباره حوادث پس از انتخابات و درگيري هاي انتخاباتي، خواستار توضیح شفاف دکتر رضایی درباره این رویدادها شدند.



متن نامه منتشر نشده دکتر محسن رضایی که در تاریخ يكشنبه سي و یکم خرداد ماه و در پاسخ به نامه يكي از كاربران نوشته شده، بدین شرح است:



دختر عزیزم. نامه پر از امید و سراسر نگرانی شما را خواندم. حضور با شکوه بیش از چهل میلیون از هموطنانمان در انتخابات، در اثر حوادث پس از آن به تلخی گرایید. امروز قلب من و بسیاری از شماها شکسته است. در جلوی چشم خود ثمره عمر خویش و دوستان شهیدم را می بینم که گویی به آن آتش زده اند. هموطن عزیزم، من هم با خواندن نامه شما متأثر شدم؛ چرا يك دختر و پسر جوان یا يك بسیجی فداکار، یا يكنفر از نیروی انتظامی زحمتکش باید به خون خود بغلتد و بر خاك بیافتد؟ ای کاش بجای آنکه مردم باتوم خوردند، من باتوم می خوردم. ایکاش بجای آنکه سنگ بر نیروی انتظامی پرتاب شد، به سوی من پرتاب می شد. خشونت و عصبانیت از هر طرف که باشد، بد است. مردم آسیب دیدند. مال و جان و ناموس آنها تهدید شد.


تلخی ناشی از برخی نافرمانی ها از رهبری هم کمتر از زهر آن حوادث نبود. اولین بار بود که رهبری انقلاب حرفی می زد ولی برای عده ای فصل الخطاب نمی شد. چه در تعیین و تاکید بر مسیر قانونی که طرفین آن را جدی نگرفتند، و چه در تعیین تکلیف برای سایر موارد.


اولین بار است که بیگانان و دشمنان و رقبای جمهوری اسلامی بهانه پیدا کرده اند که به اعتبار و حیثیت جمهوری اسلامی حمله و آسیب وارد کنند. اعتبار نظام در داخل و خارج ضعیف شد. آیا شهدا و امام شهدا از این اوضاع راضی هستند؟ آیا ادامه این وضعیت همه دستاوردهای سی سال گذشته را از بین نمی برد؟ باید فکری کرد و به این اوضاع پایان داد.


ولی خسارات وارده، تنها به گذشته و حال برنمی گردد. بلکه خسارت به آینده و آیندگان عظیم تر از آن چیزی است که با چشمها می بینیم و با گوشها می شنویم. مساله مهم جامعه ما این است که در آستانه یک جهش بزرگ قرار گرفته بودیم. برای بیست سال آینده برنامه ریزی کرده ایم. سند چشم انداز بیست ساله را تدوین و تصویب کرده ایم. همه چیز آماده یک خیزش بزرگ اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی است ولی با سیاسی - امنیتی شدن فضای جامعه و استمرار آن، نه تنها حکومت بلکه ملت هم شکست سنگین خواهد خورد.


و به شما جوانهای آینده ساز کشور می گویم که به رغم این ناملایمتی ها، هنوز هم آن افق درخشان قابل دستیابی است؛ کافی است به آن مسیر روشن برگردیم تا فرصتهای تاریخی برای تحقق آن چشم انداز را از دست ندهیم.


من از ادامه وضعیت پر تنش جامعه احساس خطر میکنم. فراتر از اینکه باید تلاش کنیم تا از شکایات و مطالبات شما بهتر دفاع کنیم، باید بتوانیم راهی برای برون رفت سریعتر از وضعیت موجود پیدا کنیم. همانگونه که چند ماه پیش گفتم، معتقدم ادامه این وضعیت اگر حرکت به سوی پرتگاه نباشد، فرو رفتن به یک باتلاق است که هم جامعه و هم نظام را گرفتار خود خواهد کرد.


متأسفانه این روزها عده ای مرتباً نظام را در برابر انقلاب و قانون را در برابر ارزشهای انقلاب مثل استقلال و آزادی قرار می دهند. ما نباید نظام را در مقابل انقلاب اسلامی قرار دهیم و نباید قانون را در مخالفت با روح انقلاب و ارزش هایی مثل استقلال و آزادی نشان دهیم. این خطای بزرگی است. نظام فرزند انقلاب است و قانون برآمده از روح انقلاب و ارزشهای مبارزات مردمی با طاغوت است. فرزند نباید پدر خویش را بخورد و قانون نباید از روح خود رویگردان شود. البته آنهایی هم که مردم را در مقابل نظام قرار می دهند و جمعیت دلنگران را علیه سازوکارهای قانونی کشور می شورانند، آب به آسیاب دشمن می ریزند.


در این شرایط كه همه جامعه ما براي ورود به ماه مبارک رجب آماده مي شوند، باید دلها را متوجه خدا کرد. بدانید و البته می دانید که غرور و تکبر و خودخواهی از اخلاق شیطان است و همان است که آتش به زندگی انسان می زند. تواضع و فروتنی از صفات پرهیزکاران است و همان است که آرامش و آبادانی را در پی دارد. شما فرزندان مکتب عاشورا و کربلا هستید. صبر و تحمل بر مشکلات، یاد خدا و امید به آینده، ما را از این شرایط بیرون می برد.


دولتمردان تلاش کنند مردم را که ولی نعمت آنها هستند، با خود داشته باشند. خدا نیاورد آن روزی را که مردم را برده خود بدانیم. مردم هم تلاش کنند که نظام اسلامی ضعیف نشود. دیکتاتوری و استبداد در کمین چنین لحظه ای است و دشمنان شکست خورده انقلاب هم برای آن، لحظه شماری می کنند.


به شما دختر عزیزم و همه هموطنان عرض می کنم: این سرباز کوچک ملت ایران، هرچه در توان داشت، بدون فریب و نیرنگ به صحنه انتخابات آورد تا تحولی را در زندگی شما با توکل بر خدا و همت خودتان بوجود آورد. ولی دیدید که امکان آن فراهم نشد. این خادم شما تا آخرین لحظه عمرم در کنار شما خواهم ماند. از حقوق شما دفاع خواهم کرد. با هیچ فرد و جریانی سازش نخواهم کرد. ممکن است از حق خود بگذرم ولی از حق شما و انقلاب و شهدا نخواهم گذشت.


پروردگارا:

امام زمان ما را برسان و ما را از شر شیطان نجات بده و برادری و وحدت را در میان ما تقویت کن و آینده ایران را پر فروغ بگردان و رهبر و مردم ما را حفظ کن. خدایا جوانان ما، این فرشتگان نجات ملت ایران را، سعادتمند بگردان.



منبع: اختصاصي

کد مطلب : 8536