۱۳۸۸-۱۲-۰۳ ۱۴:۴۵:۲۲
دوستدار همیشگی آقا محسن امام
چند روزیه هجمه ها علیه آقامحسن امام زیاد شده. میخواستم به این افراد بگم چرا یه کسیکه یه تحلیل بجا و دقیق را پیرامون مسائل میده و به مزاج شماها خوش نمیاد را اینطوری مورد تهمت و افترا قرار میدهید؟ کسایی مثل محسن رضایی که وقتی نامش میاد ما به یاد شهدای جنگ و شهید کاظمی ها ، باکریها ، همت ها ، خرازی ها و... می افتیم چه رئیس جمهور بشن چه نشن در دل ما جا دارند و از همین سنگر به کشور امام زمان خدمت میکنند.
۱۳۸۸-۱۱-۲۹ ۱۹:۱۳:۳۵
سامان
موافقم. مخصوصاً مناظره احمدی نژاد و موسوی نشان داد که: نعمت روی زمین قسمت پر رویان است. خون دل می خورد آنکس که حیایی دارد.
ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
۲
پنجشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۶:۵۴
وبلاگستان: خون دل می خورد آنکس که ...
وبلاگستان: خون دل می خورد آنکس که ...
Share/Save/Bookmark
اشاره: وبلاگشهر ایرانی جایی برای آزادانه تر نوشتن و تمرین زندگی در سپهری جدید و ناشناخته است. در وبلاگ های ایرانی هیچ موضوعی نیست که دور از چشمان وبلاگنویس ها قرار گیرد. برخی از این بلاگر ها خاطرات، تاملات، تحلیل ها و حتی انتقادهای منصفانه خود از دکتر محسن رضایی را در وبلاگ های شخصی خود قرار داده اند. «وبلاگ ها» مکانی است برای انعکاس این دست نوشته ها تا محیطی برای اگاهی هر بلاگر از مطالب سایر بلاگرها باشد. نویسنده مطلب نیز می تواند از نظرات خوانندگان بیشتری مطلع گردد. شما کاربر ارجمند نیز می توانند مطالب و نشانی وبلاگ خود را به اطلاع ما برسانید تا در این بخش منعکس گردد. لازم به ذکر است انعکاس این ایده ها و دل نوشته ها، لزوماً به معنی تایید آنها و تأیید نویسنده آنها نیست و کوششی برای تمرین گفتگو در محیطی منصفانه است.
نويسنده وبلاگ «دیکته ی قهرمانها هجده و نیم است» در آخرين مطلب خود مي نويسد: 

بالاخره جمال محسن رضایی را در تلویزیون دیدیم. صبح بخیر رسانه ی ملی. به فرض که آقای رضایی همان هفتصد هزار رأیی را داشته که خوانده شد. آیا هفتصد هزار مردمی که خسته از جناح چپ و راست و دلشکسته از جنجال آفرینی طرفین و بی توجه به قدرت نمایی سهمگین و اردوکشی های خیابانی دو طرفه، به محسن رضایی رأی دادند، حق نداشتند چهره اش را در رسانه ی ملی ببینند؟ حق نداشتند سخنش را – که اتفاقاً ایران و ایرانی این روزها به شدت به شنیدنش نیازمند است – بشنوند؟

بالاخره بعد از شش ماه غیبت، تلویزیون رضایت داد و شصت دقیقه به او وقت دادند که بیاید در برنامه تدبیر شبکه اول سیما حرف بزند. آن هم ساعت یازده و نیم شب که خیلی ها - به جز عمه بزرگ من که بیچاره باید تا دوازده شب صبر کند که قرصش را سر ساعت بخورد - خوابند! حدود بیست دقیقه از برنامه هم برای پخش ووله و میان برنامه ها رفت. سردار ماند و چهل دقیقه وقت در نیمه های شب.

ولی مردانگی را ببین و وطن دوستی را عشق کن که خودش را ندید و چقدر دلسوزانه سخن گفت.

در فضایی که حین انتخابات (در مناظره های دو طرفه) و پس از آن (در مناظره های یک طرفه!!) خیلی ها آمدند و اظهارنظر تند و رادیکال کردند؛ حرف دلشان را زدند، کم نگذاشتند، چیزی توی دلشان نگه نداشتند - حتی اگر به قیمت افزودن بر دامنه ی آتش اختلافها باشد - از خود دفاع کردند و بر حریف تاختند، تنها کسی که چه در مناظره های حین انتخابات و چه در رویدادهای پس از آن، دندان بر جگر نهاد و مسایل را "شخصی" نکرد، او بود.

دیشب من به عنوان یکی از هواداران دکتر رضایی انتظار داشتم از اتهامات بی اساس و ناجوانمردانه و تخریب های سازمان یافته علیه خودش صحبت کند، گلایه کند و پاسخ دندان شکنی به غارتگران بیت المال (کسانی که بیت المال را صرف تخریب مخالفان سیاسی خود می کنند) بدهد.

ولی او چهل دقیقه، حواسش بود که آنچه می گوید به نفع ایران و اسلام هست یا خیر. خودش زرا فراموش کرده بود. مثل عاشقی که در پیشگاه معشوق سخن از "من" نمی گوید و همه "ما" شده است.

یاد این سخن امام(ره) افتادم که می گفت گویندگان و نویسندگان بدانند که سخن شما و قلم شما در محضر خداست. رضایی در حین انتخابات و پس از آن، نشان داد که در مقایسه با احمدی نزاد و موسوی و کروبی، این سخن پیر جماران را بهتر درک کرده است.

نعمت روی زمین قسمت پر رویان است

خون دل می خورد آنکس که حیایی دارد
کد مطلب : 10375