ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
سه شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۴۸
محسن رضایی در برنامه تدبیر- 01
جنگ ثابت کرد جمهوری اسلامی یک نظام مستقر است
جنگ ثابت کرد جمهوری اسلامی یک نظام مستقر است
Share/Save/Bookmark
حادثه جنگ واقعا یکی از امتحانات بسیار سختی بود که ثابت کرد جمهوری اسلامی می تواند سرپای خودش بایستد. چون معمولا دولت های جدید اگر مستقر نشوند سقوط می کنند
دکتر محسن رضایی چهارشنبه گذشته میهمان برنامه «تدبیر» شبکه 1 سیما بود.
پایگاه اطلاع رسانی دکتر محسن رضایی متن این گفتگوی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام را در سه بخش در اختیار کاربران قرار می دهد. در ادامه مشروح بخش اول می آید:

مجری: جناب رضایی ما در برنامه های گذشته سعی کردیم به بحران های دهه اول انقلاب بپردازیم و تدابیری که حضرت امام داشتند در مدیریت این بحران ها. امشب می خواهیم موضوعات را یک مقدار بیشتر باز بکنیم اما امشب شب 22 بهمن ماه است به هر حال سالروز پیروزی انقلاب اسلامی؛ ببینیم 31 سال پیش شما در چنین شبی کجا بودید و چه کارهایی می کردید؟
دکتر محسن رضایی: بسم الله الرحمن الرحیم؛ من به مناسبت این ایام ابتدا به محضر ملت شریف ایران رحلت پیامبر اکرم (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع) و امام رضا (ع) را تسلیت عرض می کنم و از خداوند متعال می خواهم که توجهات و عنایات پیامبر اکرم (ص) و خانواده شریفشان را بر سر ملت ما مستدام باشد؛ از طرف دیگر لازم می دانم سی و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران را در چنین شبی به ملت عزیزمان به خصوص شهدا، جانبازان، ایثارگران و همه اقشار ملت ایران که در این حادثه و حوادث بعد از آن شرکت داشتند تبریک و تهنیت عرض کنم؛ از طرف دیگر ما در همین ساعات یعنی ساعت 11 شب 21 بهمن سال 1364 عملیات وافجر 8 را داشتیم و در آن عملیلات که عملیات بسیار مهمی بود، ایران توانست از مرزهای بین المللی در جنوب آبادان عبور کند و وارد خاک عراق بشود؛ ما از اروند رود عبور کردیم رسیدیم به جنوب عراق و شهر فاو را گرفتیم. سکو های موشکی که از آنجا جزیره خارک و منابع نفتی ما را می زدنند، آن سکو ها را گرفتیم. عملیات بسیار مهمی بود؛ ارتباط عراق با خلیج فارس قطع شد. پیروزی خیلی بزرگی بود من دوست دارم با همان رمزی که آن عملیات را شروع کردیم این جواب سوال شما را هم شروع کنم، فکر می کنم جملات جالبی بود برای ملت ما در هفتمین سالگرد پیروزی انقلاب با رمز: " یا فاطمه الزهرا، یا فاطمه الزهرا، یا فاطمه الزهرا، رزمندگان اسلام به پیش، در هفت سال پیش امام امت حکومت نظامی شاه را سرنگون کرد شما هم امشب حکومت نظامی صدام را در شهر فاو از بین ببرید" عملیات شروع شد.
از بیت امام (ره) به ما اطلاع دادند که امام فرموده بروید در خیابان ها و به مردم با بلنگو اعلام کنید و بگویید ما در اسلام حکومت نظامی نداریم. مردم همه بیایند در خیابان ها
من به ملت ایران سالگرد عملیات والفجر8 را تبریک می گویم. به خصوص جانبازان و خانواده شهدا، رزمندگان عزیز ارتش، سپاه، بسیج، جهادسازندگی، که برخی از این ها در قید حیات هستند به همه این ها من تبریک می گم.
اما در مورد سوال جنابالی من در چنین ساعاتی، بعد از ظهر روز بیست و یکم حادثه خیلی مهمی اتفاق افتاد و چون برنامه شما تدبیر است من هم اولین خاطره ام را طوری تعریف می کنم که همراه با تدبیری از حضرت امام (ره) باشد. تقریبا ساعت 5 بعد از ظهر بود، من و عده ای از دوستانم در خیابان ایران در نزدیکی محل استقرار حضرت امام (ره) مخفیانه یک خانه ای گرفته بودیم و در عین حالی که رده دوم حفاظتی حضرت امام (ره) را برعهده داشتیم. فعالیت های انقلابی در کوچه و خیابان های تهران را پیگیری می کردیم. ساعت 5 بعد از ظهر بود حکومت نظامی بختیار اعلام کرد که هیچ کدام از مردم ایران حق ندارند توی خیابان ها باشند همه بروند خانه هایشان و دیگر کسی به خیابان ها نیاید. ما داشتیم تجزیه و تحلیل می کردیم که معنای این بیانیه چیست؟ دولت شاه و حکومت بختیار چکار میخواهد بکند. حادثه ای در شرف وقوع هست؟! که بلافاصله از بیت امام (ره) به ما اطلاع دادند که امام فرموده بروید در خیابان ها و به مردم با بلنگو اعلام کنید و بگویید ما در اسلام حکومت نظامی نداریم. مردم همه بیایند در خیابان ها. بلافاصله ما دو تا وانت گرفتیم 10 الی 12 نفر از گروه منصورون بودیم. دو تیم شدیم، دو یا سه نفر جلوی وانت و بقیه پشت وانت از این چفیه های عربی همراه ما بود، سر و صورت خود را با آن چفیه ها پوشاندیم و اسلحه را برداشتیم؛ رفتیم میدون 17 شهریور و تا میدان خراسان چند بار رفتیم این سلاح ها را گرفته بودیم و بیرون می آوردیم و به مردم نشان می دادیم. آن موقع هم رژیم شاه یعنی حکومت بختیار ساواک ارتش، شهربانی کاملا مسلط بودند. بلندگو دستی گرفته بودیم به مردم می گفتیم که گوش به اطلاعیه بختیار ندهید بیایید داخل خیابان ها، امام فرموده اند امشب هیچکس خانه نرود و همه داخل خیابان باشید. ما بار دوم که رفتیم میدون خراسان و برگشتیم به سمت میدان 17 شهریور من گوش می کردم که حالا این مردمی که کنار خیابان ایستاده اند چه می گویند. دیدم یک کسی می گوید که آره از فلسطین نیروی کمکی برای ما رسیده دیگه حالا می تونیم بیایم توی خیابان ها. یکی از دوستان که کنار من بود، داد کشید برادر عزیز اگر ما فلسطینی بودیم که به این خوبی فارسی صحبت نمی کردیم. خلاصه مردم آن شب به خیابان ها آمدند و کانون انقلاب آنجا شکل گرفت و بعد حوادث حمله به مقرهای نیروی هوایی شروع شد؛ خود همافران از داخل کمک کردند و انقلاب تا ظهر بیست و دوم بهمن تقریبا سراسر تهران و شهرستان ها را در برگرفت. 

مجری: جناب دکتر محسن رضایی در سال های ابتدایی پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران حضرت امام خمینی (ره) بارها و بارها در فرمایشات خودشان به عبارت جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد تاکید داشتند من می خواهم از محضر شما خواهش بگنم که
عبارت "جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد" از جملات قصار حضرت امام (ره) بود
برای بینندگان محترم به خصوص جوان تر ها این عبارت را باز کنید.
دکتر محسن رضایی: عبارت "جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد" از جملات قصار حضرت امام (ره) بود، من می خواهم در ضمنی که به این بحث اشاره می کنم نکته مهمی را هم ذکر کنم و آن این است که دستاوردهای ما در انقلاب اسلامی، ملت ایران را در سرآغاز یک دوران جدیدی در تاریخ ایران قرار داد. دلیل این کار هم این بود که اولا هم نتایج بزرگی را ما به دست آورده بودیم هم این انقلاب پیامدهای عظیمی را در داخل ایران منطقه و صحنه بین اللمللی به جای گذاشت و به همین دلیل این تحول سرآغاز یک دوران جدید در تاریخ ایران شد. اولا دست آوردهای ما تنها جمهوری اسلامی نبود؛ استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی. امروز وقتی ما به کشورهای مختلف نگاه می کنیم برای هر کدام از این ارزشها یک جشن ملی به پا می کنیم. مثلا هر سال هند و پاکستان جشن استقلال دارند، هر سال ترکیه جشن جمهوریت به پا می کند و یک هفته را تعطیل می کند. در امریکا جشن آزادی دارند، روز ملی شان است اما یک ارزش را به دست آورده اند ملت ایران در یک روز سه ارزش بزرگ یعنی استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی را بدست آورد، لذا فردا در چنین روزی که مردم ما به خیابان ها می آیند ما هم عید استقلال داریم هم عید آزادی و هم عید جمهوری اسلامی داریم یعنی مساله بسیار بزرگی است اما این ها نتایج جمهوری اسلامی است. همیشه نتایج با پیامد ها متفاوت است، انقلاب ما پیامدهایی هم داشت. اولین پیامدش این بود که اعتماد به نفس را به جوانان ما برگرداند. ما خودمان را پیدا کردیم و هویت ملی مان را باز یافتیم. در سطح جهان اسلام، ترس جهان اسلام از امریکا و اسراییل فرو ریخت. جهان اسلام به خودش آمد. در سطح بین المللی یک زلزله بزرگی در نظام دو قطبی جهان امریکا و شوروی در حقیقت شکل گرفت و به این دلیل پیامد های بزرگ و نتایج بزرگی به بار داشت. اما امام (ره) چکار کردند: امام آمدند این پدیده بزرگ و انقلاب عظیمی که اتفاق افتاده بود را با یک روند منطقی به جلو بردند. اول رفراندوم برگزار کردند. درست است انقلاب شده و همه این دستاوردها را مردم بارها و بارها تایید کردند اما امام می خواستند که کاملا بر اثر یک حرکت منطقی در تاریخ ثابت بشود که ملت ایران دستاوردهای خودش را بر اساس منطق بین المللی به اثبات رسانده و تایید کرده است لذا رفراندوم که برگزار شد عده ای می گفتند ما اسم این نظام سیاسی جدید را می گذاریم نظام جمهوری دمکراتیک عده ای می گفتند جمهوری انواع مختلفی اسم آوردند، امام فرمودند جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد
امام آمدند این پدیده بزرگ و انقلاب عظیمی که اتفاق افتاده بود را با یک روند منطقی به جلو بردند
و مردم اگر به یک چنین جمهوری اسلامی اعتقاد دارند بیایند رای بدهند. رفراندوم شد و بعد قانون اساسی را خبرگان تنظیم کردند و در حقیقت نظام سیاسی ایران به صورت یک قانون اساسی و مکتوب در آمد.

مجری: جناب رضایی برگردیم به بحران های دهه اول انقلاب هزینه های که ملت ایران پرداختند تا انقلاب به اینجا رسید اقدامات تروریستی منافقین، کودتا ها یا نگاه بکنیم به جنگ تحمیلی و موضوعات دیگر، شما به عنوان کسی که به همراه انقلاب بودید و همراه امام بودید تدابیر امام و مدیریت امام را در این بحران ها چگونه می دیدید و اینکه امام چگونه فضا را آرام نگه می داشتند؟
دکتر محسن رضایی: در رابطه با این پیروزی ملت ایران با این دستاوردها معلوم بود که مقاومت جدی دیر یا زود شروع می شود، ما اولین مقاومت را 7 اسفند 1357 یعنی درست دو هفته بعد از پیروزی انقلاب در مناطق ایران شاهد بودیم. در کردستان در شهرستان مهاباد عده ای از نیروهای ضد انقلاب حمله کردند پادگان مهاباد را گرفتند، توپخانه ارتش را به کوه های اطراف مهاباد منتقل کردند و از بیرون شروع کردند شهر را توپ باران کردن. یعنی دو هفته بعد از پیروزی انقلاب تا تقریبا پایان جنگ ما بدون استثناء و بدون وقفه حادثه داریم. حوادث خیلی بزرگ یعنی ابتدا در کردستان، در سیستان و بلوجستان و در مناطق دیگر شورش هایی بوجود می آید. بعد از این شورش ها منافقین اصلحه می کشند و قبل از آن کودتا اتفاق می افتد جنگ 8 ساله بوجود می آید تقریبا می شود گفت در ده سال اول انقلاب امریکا و شوروی با تمام قدرت تلاش می کردند که جلوی تثبیت استقلال آزادی و جمهوری اسلامی را بگیرند. احساس می کردند اگر این تثبیت بشود مثل یک کوهی خواهد بود که دیگه این کوه را نمی توانند جا کن کنند لذا سعی می کردند حادثه پشت حادثه درست کنند. خوب امام با اینکه یک فرد در ظاهر مذهبی و معنوی بود و در صحنه های امنیتی، صحنه های نظامی و صحنه های حاد سیاسی امام تجربه ای نداشت، اطرافیان امام هم تجربه ای نداشتند. اما امام و اطافیان امام یعنی آن تیم پیش رو و پیشگامی که در کنار امام حرکت می کرد این ها به دلیل استعداد و قابلیت ها و هوش و ایمان فوق العاده ای که داشتند. در مدت کوتاهی می توانستند بر مسائل غلبه پیدا بکنند. همین اتفاقات کردستانی که آمد آنجا ضد انقلاب حمله کرد و سر عده ای از پاسداران ما را بریدند. امام فرمود من به عنوان فرمانده ارتش دستور می دهم که ارتش حرکت کند. خود ارتشی بارها گفتند این فرمان امام (ره) به ما یک جان تازه ای داد. چون ارتش بدون فرمان نمیتواند حیات داشته باشد وقتی امام گفت من به عنوان فرمانده کل قوا دستور می دهم ارتش از این نقطه به آن
امام با وجود این روحیه شجاعانه و در حقیقت الهی که داشتند هیچ گاه نظرات خودشان را بر کارشناسان تحمیل نمی کردند و همیشه در هر تصمیم گیری به نظر کارشناسان کاملا دقت می کردند
نقطه حرکت کند، ایشان می گفت ما از اول پیروزی انقلاب ما یک حالت تردید و از هم پاشیدگی داشتیم فرمان امام به ما انسجام داد؛ بسیاری از ژنرال های بزرگ دنیا بعدها که این فرمان امام را تعبییر کردند گفتند این جمله فقط از یک ژنرال کار کشته بر می آمد که با این ادبیات قاطعانه دستور داد و خود برادران ما هم در ارتش این احساس را به شکل دیگری گفتند. گفتند اصلا این فرمان امام ما را زنده کرد و روح و جان تازه ای به ما بخشید. در حوادث کودتا هم ما همین حالت را می بینیم، البته ما از یک هفته قبل از کودتا دیگه رسیده بودیم که عده ای از فراریان رژیم شاه با کمک بختیار که در فرانسه بود و صدام که در عراق بود این ها ترتیبی داده بودند که کودتایی در ایران شکل بگیرد و عده ای از فراری ها را وارد ایران کرده بودند. من خدمت مقام معظم رهبری که آن موقع ایشان سخنگوی شورای عالی دفاع و نماینده امام در این ارتش بودند؛ من خدمت ایشان رسیدم و گفتم ما یک کودتا را کشف کردیم ولی نه زمانش را می دانیم و نه نقطه عزیمت آن را، جنابعالی در جریان باشید که قرار است کودتایی صورت بگیرد که چند روز بعد ایشان به من زنگ زدند گفتند که یک خلبانی آمده داره یک چیزهایی می گه شبیه همان اطلاعاتی که تو به من دادی این را تحویل بگیرید ببینید چه می گوید. من این را خواستمش و باهاش صحبت کردم دیدم عجب این هم روز کودتا را دارد می گوید هم نقطه عزیمت را ولی دیگر کارها شروع شده بود به طوری که وقتی ما رفتیم پارک لاله که محل تجمع کودتاچیان و حرکت به سمت پایگاه نیروی هوایی در همدان (پایگاه شهید نوژه) وقتی ما رسیدیم پارک لاله دیدیم این ها چند ساعت قبل با اتوبوس تهران را به سمت همدان ترک کرده بودند. ما تماس گرفتیم با دوستانمان در سپاه همدان و به آنها گفتیم سریع بیایید به روبه روی پایگاه هوایی در یک جایی که خاک برداری شده برای کارهای ساختمانی بروید آنجا منتهی همه شما پیشانی بند الله اکبر داشته باشید که وقتی کودتا چیان می آیند و با هم قاطی می شوید. موقعی که قرار بود بزنید به این ها اول پیشانی بندها را ببندید بعد هرکسی غیر از این پیشانی بند ها داشت دستگیر کنید، همین طور شد اینها رفتند آنجا و حدود یک ساعت زودتر ما رسیدیم یعنی اگر ما دو ساعت تاخیر می کردیم این ها وارد پایگاه هوایی می شدند و سوار بر فانتوم ها می آمدند و محل امام را بمباران می کردند.

مجری: آقای دکتر رضایی اگر موافق باشید بپردازیم به دوران دفاع مقدس دورانی که شما به عنوان فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بودید. خدمتتون عرض بکنم سیاست تهاجمی حضرت امام به جای تدافعی عمل کردن جای تامل است و در آن دوران بسیار تعیین کننده. یکی دو جمله بود از بیانات ایشان، اتفاقا من یاداشت کردم عین جمله ایشان را بخوانم. که فرمودند اگر من بودم به ناو های امریکایی در خلیج فارس حمله می کردم اما شما بر اساس برداشت خودتان عمل بکنید یا اینکه اشاره می کنند حصر آبادان باید شکسته بشود. من می خواهم تحلیل شما از ایستادگی امام در در مقابل غرب و استکبار جهانی
احمدآقا با من تماس گرفت که امام گفتند به سپاه بگویید زیر نظر مسئولان در آنجا عمل کنید و چون نظر مسئولان کشور این هست که به ناو امریکایی حمله نکنید شما یک وقت خلاف آن عمل نکنید.
بفرمایید:
دکتر محسن رضایی: خوب حادثه مهم دوران امام در مقابله با جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی حادثه جنگ بود و بعد از اینکه شورش ها کودتاها و اقدامات ترورهای فرقان و این ها به نتیجه نرسید جنگ را به ما تحمیل کردند. وقتی جنگ تحمیل شد حضرت امام فرمودند یک دزدی آمده یک سنگی در خانه ما انداخته ما آنچنان سیلی به گوش صدام خواهیم زد که از جاش بلند نشود و با این بیان امام آمدند در صحنه مقابله با صدام و جنگ تحمیلی. اما امام با وجود این روحیه شجاعانه و در حقیقت الهی که داشتند هیچ گاه نظرات خودشان را بر کارشناسان تحمیل نمی کردند و همیشه در هر تصمیم گیری به نظر کارشناسان کاملا دقت می کردند یک موردش همین است که جنابعالی می گویید، اطلاع داده بودند که ناوهای امریکایی آمده اند بروند کشتی های کویتی را اسکرت کنند. که وقتی عراق کشتی های نفتی ما را می زند و ما بخواهیم مقابله به مثل کنیم امریکایی ها از کشتی های کویتی حفاظت بکنند که ما قادر نباشیم برویم این کشتی ها را برای مقابله به مثل بزنیم، اگر این اتفاق می افتاد ما در یک عدم توازن قوا قرار می گرفتیم به همین دلیل امام فرمود این ها قبل از اینکه از تنگه هرمز عبور کنند من اگر جای شما بودم این ها را می زدم. دوستان ما مسئولان سیاسی (شورای عالی دفاع) خدمت ایشان بودند. البته من در آن جلسه نبودم و در جبهه بودم. خدمت امام گفتند که خوب جنابعالی هرچه امر بفرمایید ما همان را عمل می کنیم.امام (ره) فرمودند: نه من نمی خواهم چیزی به شما تحمیل بکنم. بروید اگر به تصمیم گیری رسیدید این کار را بکنید، اگر هم به این تصمیم نرسیدید تصمیم خودتان را عمل بکنید. اتفاقا عده ای از دوستان ما رفته بودند و با ناوهای امریکایی 5 مایل بیشتر فاصله نداشتند. برادرمان آقای حسین علایی فرمانده نیروی دریایی ما بود، ایشان قایق ها را به نزدیک ناوهای امریکایی برده بودند بدون اینکه ما اصلا بدانیم نظر امام (ره) چه هست. و آماده شده بودند که شلیک کنند به سمت ناو امریکا. احمدآقا با من تماس گرفت که امام گفتند به سپاه بگویید زیر نظر مسئولان در آنجا عمل کنید و چون نظر مسئولان کشور این هست که به ناو امریکایی حمله نکنید شما یک وقت خلاف آن عمل نکنید. ما تماس گرفتیم و با هزارتا سختی توانستیم دوستانمان را جمع کنیم و آنها را از اطراف ناو امریکایی برگردانیم. بعدا البته همین ناو رفت طرف کویت یک تیر غیبی معلوم نیست از کجا آمد خورد به آن ناو امریکا که که مشکلاتی برای امریکا و شوروی درست شد؛ و آن یک تیر غیبی بود که از یک جایی در حقیقت به آنها شلیک شده بود. بله امام تحمیل نمی کرد، حادثه جنگ واقعا یکی از امتحانات بسیار سختی بود که ثابت کرد جمهوری اسلامی می تواند سرپای خودش بایستد. چون معمولا دولت های جدید اگر مستقر نشوند سقوط می کنند و در حقیقت یکی از تست های میزان استقرار دولتها این است که آنها را با حوادثی مواجه می کنند. جنگ ثابت کرد جمهوری اسلامی یک دولت مستقر دارد و یک نظام مستقر است و می تواند در آینده به حیات سیاسی خودش در حقیقت ادامه بدهد. 

ادامه دارد...
قسمت دوم این گفتگو فردا بر روی خروجی این سایت قرار می گیرد. 

انتهای پیام/
کد مطلب : 10369